تبليغاتX
DaGGar
  DaGGar

زمین شناسی جنوب شرق ایران"مکران"

 

کلیات یرگه هودیان و مطالعات سازمان در این منطقه لطفا نظر یادتون نرهLORADS_HACKER_2012

جمعه بیست و پنجم شهریور 1384

 


كليات هوديان


 

موقعيت جغرافيايى منطقه و راههاى دسترسى به آن

محدوده مورد مطالعه در قالب نقشه 1:100000 هوديان از توابع استان بلوچستان و شهرستان ايرانشهر بوده ودر بخش شمالى ورقه 1:250000 جازموريان و شمال خاور درياچه جازموريان قرار دارد.

اين ورقه از ورقه هاى مرزى است كه در باختر ان ورقه 100000/1 چاه بيد از استان كرمان قرار ميگيرد.

موقعيت جغرافيايى اين منطقه 00:00:ُ59 تا00:َ30:ُ59 طول خاورى و 00:َ30:ُ27 تا00:00:ُ28 عرض شمالى بوده و در 206 كيلومترى ايرانشهر واقع است.

(ايرانشهر- بزمان . - هوديان)و شامل نقشه هاى توپوگرافى 1:50000 زيارت ،محل هوديان ،حميد آباد و چهل كنار مى باشد.

از نظر تقسيمات زمين شناسى ايران اين محدوده جزء زون جنوب شرقى ايران محسوب شده ودر برگيرنده بخشى از پهنه ايران مركزى است ، و در ادمه زون سنندج سيرجان قرار مى گيرد.

و بر اساس طرح مناطق پتانسيل دار ايران نيز جزء زون جبال بارز محسوب مى شود سيستم راههاى ارتباطى در منطقه مشتمل بر راههاى شنى و خاكى و آسفالته است كه امكان ارتباط هوديان را با ساير آباديها و مراكز ديگر ممكن ميسازد.

تنها راه آسفالته در بخش جنوبى ورقه بوده و در حد فاصل مسير پنگ -دلگان قرار دارد.

تنها راه شنى نيز در بخش خاورى ورقه و در راستاى شمالى-جنوبى در حد فاصل دلگان-هوديان-مسجد ابوالفضل (از ورقه چاه سنگى) قرار داشته ،كه مجموع اين راهها در ورقه مورد نظر حدودأ بالغ بر 90 كيلومتر است.

تنها راه خاكى نيز به ميزان 10 كيلومتر از هوديان شروع شده و به كلان زياد ختم ميشود.ساير راههاى فرعى نيز دسترسى به آباديهاى مختلف را ميسر مى سازد .

جغرافياى طبيعى منطقه

منطقه مورد مطالعه اگرچه جز, نواحى گرم و خشك و كويرى تقسيم بندى ميشود ولى نسبت به ساير مناطق ديگر بلوچستان داراى شرايط اب و هوايى نسبتا تعديل يافته اى است .

بطورى كه بخشهاى جنوبى ان از نظر كشاورزى مستعد بوده و امكان كشت و زراعت در ان بمقدار زيادى مهياست.

كه با كمى دقت ميتوان وجود خاك مناسب - سيستم ابراهه هاى فراوان_قنوات و كاريزها-چشمه ها و مجاورت با درياچه جازموريان را عامل مهم در اين روند دانست.

از پوشش هاى گياهى متداول در اين منطقه علاوه بر محصولات گندم ,جو ,ذرت ,انبه ,خرما ,,مركبات و غلات ميتوان بيشه زار ها و درختچه هاى گز وتاغ را نام برد كه با روند كلى شمال باخترى-جنوب خاورى در نيمه جنوبى ورقه در داخل رسوبات ابرفتى قرار دارند.

در منطقه مورد مطالعه ميانگين درجه حرارت حدود 20-25 درجه سانتيگراد بوده و ميزان رطوبت نسبى و بارندگى ساليانه نامنظم است و تنها روزهاى سرد آن خاص زمستان و اوايل بهار است آنهم بمدت خيلى كوتاه وكم.

از دامهايى كه در منطقه پرورش پيدا ميكنند نيز ميتوان به :شتر,گوسفند, گاو, بز اشاره نمود.


ويژگيهاى انسانى منطقه

اين ورقه از آباديهاى مختلفى تشكيل شده كه بعلت شرايط مناسب جهت زراعت و كشاورزى عموما در بخش جنوبى ورقه متمركز ند مردم اين منطقه از نژاد اريايى و طايفه بلوچ بوده و به لهجه بلوچى گويش دارند .

دين انها اسلام و مذهب انها به دو صورت حنفى و شيعه ميباشد.

ار ويژگيهاى اساسى اين مردم تركيب قومى و ايلى انها ميباشد.

بطورى كه افراد يك طايفه بسيار بيكديگر نزديك بوده و روابط خويشاوندى انها مانع از دشمنيهاى درون طايفه اى مى گردد.

اغلب اين مردم بعلت انزواى فرهنگى بيسواد بوده و زندگى انها ريشه در سنتهاى كهن طايفه اى دارد به گونه اى كه قوانين طايفه اى ولو نادرست حاكم بر هر اصل و قانونى در منطقه ميباشد شيوه ساخت وساز منازل وطريقه لبا س پوشيدن مردم متاثر از فرهنگ و سنت و شرايط جغرافيايى حاكم بر بلوچستان بسان ساير بلوچيهاست.

ازنظر وضعيت كارى نيز مردم جهت رفع معيشتى خود به كشاورزى محدود و دامدارى مشغولند.

و صنايع دستى نظير (قاليبافى-سبد بافى-سكه دوزى و ...) جز, فعاليتهاى اين قشر به حساب مى ايد .

معذالك بعلت عدم شرايط جغرافيايى مساعد،عدم توسعه اقتصادى وصنعتى و انزواى فرهنگى بيكارى در ناحيه رو به رشد است


تاريخچه مطالعات پيشين

از مطالعات صورت گرفته در منطقه, ميتوان به مطالعات زمين شناسى كه در راستاى تهيه نقشه زمى شناسى 250000/1 جازموريان بوسيله وحدتى دانشمند تحت نظارت دكتر افتخار نژاد در سال 1369 تهيه شده است اشاره نمود

همچنين گزارشات شركت ملى نفت ايران در قالب مطالعات زمين شناسى بلوچستان و نقشه هايى كه از روى عكسهاى هوايى تهيه شده است ناحيه مورد مطالعه رانيز تحت پوشش قرار مى دهد مطالعات ژئوفيزيكى در منطقه دلگان هوديان به منظور بررسى منابع آبهاى زيرزمينى و برآورد ضخامت رسوبات آبرفتى و تشخيص مسيلهاى قديمى و تفكيك لايه هاكه بطريقه ژئوالكتريكى ،توسط وزارت نيرو وهمكارى دفتر بررسيهاى منابع آب در سال 1364 صورت پذيرفته است.

نيز از جمله كارهاى صورت گرفته در منطقه ميباشد.

منطقه هوديان به جهت پتانسيل بالاى معدنى كه دارد همواره مورد اكتشافات معدنى قرار گرفته است كه تمامى فعاليتهاى انجام شده در اين منطقه را در راستاى كارهاى اكتشافى ميتوان بعنوان تاريخچه مطالعاتى ان در نظر گرفت (جدول پيوست)


توپوگرافى منطقه

بر اساس مطالعات صورت گرفته بخش شمالى ورقه را سلسله ارتفاعات و بخش جنوبى را نواحى پست و كم ارتفاع تشكيل ميدهند.

بطورى كه در نيمه شمالى ورقه مرتفع ترين بخش به ارتفاع 1338 مترمربوط به سرى سنگهاى آتشفشانى كواترنرى بزمان است و پست ترين بخش منطقه مربوط به رسوبات آبرفتى كواترنرى است كه در جنوب غربى ورقه قرار دارد وجود رورخانه ها و كوهها در نيمه شمالى ورقه قابل توجه است.

از كوههاى معروف در منطقه ميتوان سينچ سفيد-جلادوگستى را نام بردكه عموما گسله بوده و ليتولوژى انها شامل :اگلومرا توف برشى .

توف لاپيلى و جريانات گدازه اى ميباشد و درنيمه شمالى ورقه قرار دارند.

سيستم آبراهه هايى هم كه در منطقه جارى است از ارتفاعات سرچشمه گرفته و از روند عمومى شمال شرقى-جنوب غربى پيروى ميكنند و نقش مهمى را در زهكشى و آبيارى منطقه دارند.

اين آبراهه ها كه در نهايت به هامون جازموريان مى ريزند كم آب و فصلى هستند اما ميزان آنها تا حدى است كه در بخش جنوبى منطقه به ميزان زيادى ميتواند عمل كشت و زرع را انجام داد.

طى بررسيهاى بعمل آمده منطقه مورد مطالعه در حوضه آبريز جازموريان واقع است.

و اگر از دهات متكى به قنوات صرف نظر كنيم در حوالى رودخانه ها جارى در منطقه به ميزان زيادى عمل كشت و زرع صورت مى گيرد وجود بيشه زارها و درخچه هاى تاغ و گز از پوششهاى گياهى بارز در نيمه جنوبى ورقه محسوب ميشود.

از رودخانه هاى معروف در منطقه نيز ميتوان رودخانه مشهد محمد و هوديان را نام برد.

وجود چشمه هاى آبگرم معدنى در ده هوديان در شمال خاورى ورقه و آب گرم پوزه باغ در بخش شمالى كلان زياد .

وجود منافذ خروج گدازه هاى آتشفشانى همراه با اثرات روانهاى گدازه اى در بخش شمال ورقه-وجود نهشته هاى تراورتنى - رسوبات آبرفتى ,مخروط افكنه اى و درياچه اى پراكنده در منطقه-وجود گسله ها با روندهاى عمومى خاورى-باخترى ،شمال شرقى-جنوب باخترى و شمال باخترى-جنوب خاورى -وضعيت شيب عمومى طبقات كه تماما ملايم بوده( 1 تا 29 ) و فقط در مرز گسله رسوبات كرتاسه با كواترنرى در خاور ورقه از شيب 30 - 59 تبعيت ميكند از چهره هاى بارز زمين شناسى در منطقه محسوب ميشوند.

زمين شناسى عمومى منطقه

بر اساس نقشه واحدهاى ساختمانى-رسوبى ايران.م.ح.نبوى (1355) و واحدهاى ساختمانى و گسترش حوزه هاى رسوبى ايران (افتخارنژاد ،1359) و واحدهاى تكتونيكى مهم ايران (اشتامپلى 1978) هوديان دربرگيرنده بخشى از پهنه ايران مركزى است كه در ادامه زون سنندج-سيرجان قرار داشته و در زون آتشفشانى ترسير-كواترنر قرار مى گيرند
در اين منطقه بواسطه انكه ارتفاعات نتيجه چين خوردگى دوران سوم زمين شناسى است اثار فعاليتهاى اتشفشانى در گوشه وكنار ان بطور وسيعى ديده ميشود.

اين پديده در حال حاضر كه اتشفشانها نيمه خاموش و كم فعاليت هستند بصورت چشمه هاى اب معدنى گرم و ابفشانها در اطراف كوهها مشاهده مى گردد
بر اساس مطالعات صورت گرفته در منطقه.

قديمى ترين و جوانترين رسوبات به ترتيب مربوط به زمان كربونيفر و كواترنرى مى باشند از .

سن دقيق پى سنگ منطقه اطلاعى در دسترس نيست وى انچه مسلم است پى سنگ سنى قديميتر از كربونيفر دارد.

عليرغم اينكه عملكرد فاز كوهزايى هرسى نين در اغلب مناطق ايران با نبود چينه شناسى همراه است در اين منطقه همانند نواحى ايران مركزى (طبس) عملكرد اين فاز منجر به نهشته شدن تشكيلات سردر با ليتولوژى شيل ,ماسه سنگ ,سنگ اهك اسپريفردار گرديده است.

پسروى دريا در كربونيفر بالايى نيز باعث دگرشيبى بين رسوبات پرمين و سنگهاى قديمى تر شده و پيشروى درياى پرمين منجر به رسوبگذارى لايه هاى آهكى(سازند جمال) مى شود كه بصورت دگرشيبى فرسايشى روى كربونيفر را مى پوشاند.

در پرمين رخساره هاى ماسه سنگى - آهكى-و دولوميتى سنگهاى اصلى را تشكيل ميدهند.

در زمان مزوزوئيك نيز بدنبال عملكرد فاز كوهزايى سيمرين پيشين رسوبات ترياسيك (سازند سرخ شيل و شترى ) با ليتولوژى شيل اهكى -سنگ اهك و دولوميت بر جاى گذاشته ميشوند.

حال انكه عملكرد فاز كوهزايى نئوسيمرين منجر به نبود رسوبات زمان ژوراسيك مى گردد.

در زمان كرتاسه زيرين نيز پيشروى آب دريا سريع بوده و رسوبات آهكى و شيلى اربيتولين دار بر جاى گذاشته ميشوند.

در زما ن كرتاسه بالايى عملكرد فاز كوهزايى لاراميد و حركات كوهزايى و فرسايش شديد منجربه بهم ريختگى رسوبات شده بطورى كه رسوبات تفكيك و مستقل شده اى ازكرتاسه بالايى و حتى پالئوسن وجود ندارد.

بلكه رخساره هاى تخريبى كنگلومرا با سيمان اهكى كه در بر گيرنده هر دو زمان (كرتاسه-پالئوسن ) است را داريم.

در زمان سنوزوئيك(ترشيرى) تنها رسوبات زمان ائوسن بصورت تفكيك شده وجود داارد كه ليتولوژى ان شامل رسوبات تخريبى ,سنگ اهكهاى نوموليت دار ,سنگهاى اذراوارى و داسيتى و ايگنمبريت ميباشدوجود سنگهاى اتشفشانى در اين مجموعه رسوبى بعلت اوج عملكرد فعاليتهاى اتشفشانى ائوسن مباشد.

و ساير زمانها بصورت مجموعه پالئوژن و نئوژن وجود دارد كه.

ليتولوژى انها شامل رسوبات تخريبى و شيميايى و اذراوارى و ندرتا سنگهاى اتشفشانى است.

انتهاى زمان ترشيرى و اغاز كواترنرى با مجموعه سنگهاى اتشفشانى بزمان كه متاثر از عملكرد فاز كوهزايى پاسادنين است بصورت مجموعه نئوژن-كواترنرى است مشخص ميگردد بعد از اين زمان مجموعه رسوبات كواترنرى را كه حاصل تخريب و فرسايش رسوبى است را ميتوان مشاهده نمود.


چينه شناسى هوديان

مطالعات چينه شناسى صورت گرفته روى نقشه 250000/ 1 جازموريان حاكى از آن است كه سنى قديميتر از كربونيفر در منطقه برونزد ندارد بطورى كه.

در ناحيه مورد نظر قديمى ترين واحد سنگى برونزد شده مربوط به زمان كربونيفر و جوانترين آن مربوط به زمان كواترنرى است كه به ترتيب در برگيرنده رسوبات شيلى, ماسه سنگى ,و سنگ ا هكى سازند سردر و رسوبات آبرفتى است.

چينه شناسى منطقه بسيار قابل توجه است است و قسمت اعظم منطقه را رسوبات زمان كواترنرى در بر گرفته است واحدهاى سنگى شناخته شده در منطقه به تفكيك زمانى عبارتند از


كواترنرى

واحدهاى سنگى اين زمان كه بصورت Q3-QI1 -QI2-QI3-Qs-Qtr-Qbz2v-Qal-Q2-Q1b-Q1a- نمايش داده ميشود شامل نهشته هاى درياچه اى (ماسه سنگ ،سيلت و رس تفكيك نشده و آبرفتهاى درياچه اى،نهشته هاى با لايه بندى تناوبى شامل گل و رس و تبخيريها، نهشته هاى پلايا)،پهنه هاى ماسه اى،نهشته هاى چشمه اى عمدتأ تراورتن، آندزيت وبازالتهاى آندزيتى واليوين بازالت ها از مجموعه سنگهاى آتشفشانى بزمان، رسوبات آبرفتى و مخروط افكنه اى پست و متوسط و مرتفع ،زسوبات كنگلومرايى و رسوبات شنى و ماسه اى بوده ،بخش اعظم منطقه مورد مطالعه را در بر گرفته اند.

ببيشترين تجمع و گسترش اين واحدهاى سنگى در بخش جنوبى ورقه بزمان متمركز است .

بطورى كه ورقه چهل كنار تمامأ شامل رسوبات كواترنرى است .

به استثنا بخش بسيار محدود در شمال ورقه حميد آباد مابقى آن نيز در بر گيرنده رسوبات كواترنرى است.

در بخشهاى شمالى ورقه بزمان نيز بطور پراكنده و در كنتاكت با رسوبات قديمى تر اين واحدهاى سنگى را ميتوان ديد.

وجود بيشه زارها و درختچه هاى عمدتأ گز و تاغ در بخشهاى جنوبى ورقه و در داخل رسوبات كواترنرى قابل توجه است.


نئوژن-كواترنرى

اين زمان بصورت واحد هاى سنگى N2Qbz1v , N2Qc نمايش داده ميشود .

واحد N2Qbz1v كه بشدت تكتونيزه و گسل خورده است و بخش وسيعى از ورقه زيارت را در بر گرفته است و بطور پراكنده در بخشهاى شمالى و غربى ورقه محل هوديان رخنمون دارد.

از كوههاى معروف در بر گيرنده اين واحد سنگى ميتوان كوه گستى ،جلاد ،و سينچ سفيد را نام برد .

اين واحد سنگى در كنتاكت با رسوبات جوانتر و قديمى تر از خود قرار دارد، و ليتولوژى آن شامل آگلومرا ،توفهاى برشى ، توفهاى لاپيلى ، جريانهاى گدازه اى از مجموعه سنگهاى آتشفشانى بزمان ميباشد.

واحد N2Qc اين واحد سنگى در شمال ورقه مورد مطالعه و در راستاى شمال غربى -جنوب شرقى گسترش دارد.

پراكنش آن نسبتأ وسيع بوده و در بيشتر قسمتها مجهز به سيستم گسله است و ليتولوژى ان شامل كنگلومرا با قلوه هاى فراوان از سنگهاى آتشفشانى بزمان ميباشد.


نئوژن

اين زمان در بر گيرنده رسوبات ماسه سنگى ،سيلتستون و كنگلومرا بوده و بصورت واحد سنگى N2cs نمايش داده ميشوداين واحد سنگى تنها دربخش ميانى ورقه محل هوديان و بطور بسيار محدودى در بخش شمالى ورقه حميد آباد برونزد دارد .گسترش و پراكنش آنها بسيار محدود بوده و عمومأ گسل خورده است.


پالئوژن-نئوژن

اين زمان بصورت واحدهاى سنگى PNm.s و da نمايش داده شده است.

واحد da كه بصورت محدود تنها در شرق ورقه مورد مطالعه( جنوب ورقه محل هوديان) گسترش داشته و شامل داسيت،آندزيت داسيتى،توف شيشه اى متبلور بندرت ريوليت و بطور محلى بشكل گنبدهاى ساب ولكانيك بوده و بشدت گسل خورده است.

واحد سنگى PNm.s كه با پراكنش بسيار محدود در شمال ورقه حميد آباد و در كنتاكت با رسوبات نئوژن و كواترنرى ديده شده و شامل مارن ،ماسه سنگ و گچ است.اين واحد سنگى به سبب وجود كانه گچ از نظر اقتصادى بسيار حائز اهميت است.


پالئوژن

اين زمان كه بصورت واحد سنگى Pgc.t نمايش داده ميشود شامل كنگلومرا ،مارن ،ماسه سنگ ،توف داسيتى و توف سنگى متبلور بوده و در شرق ورقه هوديان(جنوب ورقه محل هوديان) بصورت گسل خورده ديده مى شود.


اائوسن

اين زمان بصورت واحدهاى سنگى Etv ,E1u , ,Ecs نمايش داده مى شوند.

واحد Etv كه نسبتأ گسترده بوده و پراكنش آن بخش ميانى شمال ورقه تا ورقه محل هوديان را با راستاى شمال غربى-جنوب شرقى در بر مى گيرد.

ليتولوژى آن شامل توفهاى جوش خورده داسيتى روشن ،داسيت ،،ماسه سنگ توفى ، داسيت صورتى تا قرمز ايگنمبريت است.

اين واحد سنگى گسله بوده و در كنتاكت با رسوبات جوانتر خود قرار دارد. واحدE1u : اين واحد شامل سنگ آهك تخريبى نوموليت دار ،مارن و كنگلومرا بوده و داراى پراكنش بسيار محدودى بوده و در جنوب غرب ورقه محل هوديان واقع است.

و در كنتاكت با رسوبات جوانتر از خود قرار دارد. واحد Ecs :كه بطور بسيار جزئى در جنوب شرق ورقه محل هوديان و در كنتاكت با رسوبات زمان كرتاسه-پالئوسن -ترياس-پالئوژن و نئوژن قرار داشته و شامل كنگلومرا ،ماسه سنگ ،توف و مارن ماسه اى است.



كرتاسه-پالئوسن

اين زمان در برگيرنده كنگلومرا با سيمان آهكى داراى بولدر بوده و بصورت واحد سنگى K2Pc نمايش داده ميشود.

اين واحد سنگى داراى پراكنش بسيار جزئى بوده و در جنوب شرق ورقه محل هوديان رخنمون دارد.


كرتاسه زيرين

اين زمان در بر گيرنده واحدهاى سنگى K1c.1 ,K1m ,K11 ميباشد كه بصورت گسله و تمامأ در شرق ورقه مورد مطالعه (جنوب شرق ورقه محل هوديان ) در محدوده ً00:َ26:ُ59 تا ً00:َ30:ُ59 طول خاورى و ً00:َ47:ُ27 تا ً00:َ52: ُ27 عرض شمالى قرار دارند.

ليتولوژى اين واحدهاى سنگى بترتيب عبارتند از :سنگ آهكهاى ضخيم لايه تا توده اى شكل اربيتولين دار-مارن ،سنگ آهك شيلى نازك لايه -كنگلومرا ،ماسه سنگ و سنگ آهك ماسه اي.


ترياس

واحدهاى سنگى اين زمان عبارتند از :TRsh و ,TRs .

كه بترتيب در بر گيرنده سازندهاى شترى (دولوميت متوسط تا ضخيم لايه )و سرخ شيل ( شيل هاى آهكى و سنگ آهك رسى نازك لايه ) هستند.

اين واحدهاى سنگى نسبتأ گسل خورده بوده و در محدوده جغرافيايى ً00:َ26:ُ59 تا ً00 :َ30 :ُ59 طول خاورى و ً00 :َ44:ُ27 تا ً00 :َ48 :ُ27 عرض شمالى و در شرق ورقه مورد مطالعه (جنوب شرقى محل هوديان) و در كنتاكت با رسوبات زمان پرمين ،كربونيفر،كرتاسه ،كواترنرى ،ترشيرى ديده ميشود.


پرمين

اين زمان بصورت واحد سنگى Pj نمايش داده شده و در بر گيرنده سازند جمال با ليتولوژى سنگ آهك تيره متوسط تا ضخيم لايه و دولوميتها در قسمت بالايى ميباشد.

اين واحد سنگى گسل خورده بوده و در شرق ورقه مورد مطالعه ( در گوشه شمال شرقى ورقه حميد آباد ) و در كنتاكت با رسوبات زمان ترياس و كواترنرى ديده ميشود.

شيب عمومى طبقات اين واحد سنگى ملايم بوده و بين 1 تا 9 درجه متغيير است.


كربونيفر
اين زمان در بر گيرنده سازند سردر با ليتولوژى شيل ،ماسه سنگ و سنگ آهك نازك لايه اسپيريفردار است كه قديميترين واحد سنگى شناخته شده در منطقه ميباشد.

اين زمان بصورت واحد سنگى Cs نمايش داده شده و با پراكنش بسيار محدودى در شرق ورقه مورد مطالعه و در كنتاكت با رسوبات زمان ترياس و پرمين ديده ميشود و بطور بسيار جزئى گسل خورده است.


تكتونيك منطقه

بخش شمالى ورقه همراه با اثرات فراوان روانهاى گدازه اى بشدت تكتونيزه است حال آنكه در بخش جنوبى ورقه چنين وضعيتى ديده نميشود شايد بتوان پايدارى و استحكام پوسته را عامل مهمى در عدم وجود ساختارهاى تكتونيكى در بخش جنوبى ورقه دانست.

تنها ساختمان تكتونيكى كه در منطقه وجود دارد گسله ها هستند كه عموما از نوع طولى و مزدوج بوده ,و از روند شمال شرقى-جنوب غربى-شمال غربى-جنوب شرقى و شرقى-غربى پيروى مى كننداين گسله ها علاوه بر نقش مهمى كه در بهم ريختگى طبقات.

رسوبى دارند, واحدهاى سنگى مربوط به زمانهاى مختلف را درمجاور يكديگر قرار ميدهند.

نظر به اينكه واحدهاى سنگى منطقه را از كربونيفر به بعدداريم به تبع عملكرد فازهاى كوهزايى هرسى نين و آلپى را در منطقه ميتوان انتظار داشت كه بطرق مختلف منطقه را تحت تاثير قرار ميدهند.


لرزه زمين ساخت منطقه

از ديدگاه لرزه زمين ساختى منطقه مورد مطالعه در حوزه سايزموتكتونيك قسمت مركزى بخش شرقى ايران كه نمايانگر محيط بين صفحه اى است قرار مى گيرد.

(بين بلوك لوت و مكران) فعاليتهاى لرزه اى درمنطقه در قسمتهاى ناپايدار و اطراف مراكز فعاليتهاى اتشفشانى و روى گسله هاى بخش شمال ورقه متمركز است.

اين لرزه ها تمامأ كوچك و متوسط اندازه بوده و در مفهوم زمينه احتمال وقوع زمين لرزه ممكن است بطور تصادفى اتفاق بيافتند و ارزش آنها معمولأ بر حسب سطح درجه فعاليت ناحيه تعيين ميگردد.

اگر چه بر اساس نقشه منابع داراى پتانسيل لرزه اى منطقه مورد مطالعه در محدوده ماكزيمم ماگنيتود 6-5/6 ريشترى قرار ميگيرد ولى بزرگى 5/5 ريشترى بعنوان زمينه احتمال وقوع زلزله براى كل حوزه سايزموتكتونيكى كه منطقه مورد مطالعه را در بر گرفته در نظر گرفته شده است.

بر اساس نقشه هاى پهنه بندى خطر نسبى زمين لرزه در مناطق جنوب خاورى ايران نيز ،محدوده مورد مطالعه پيرامون پهنه با خطر نسبى نسبتاً پايين قرار مى گيرد كه احتمال وقوع زمين لرزه هاى ويرانگردر آن بسيار بعيد است و از نظر خطر زمينلرزه براى احداث شهرهاى جديد و گسترش مناطق مسكونى مناسب است.


پتانسيل معدنى منطقه

بر اساس نقشه پراكندگى كانسارها و شاخصهاى معدنى تصور ميشود كه منطقه مورد مطالعه از نظر شاخصهاى معدنى مصالح ساختمانى و شاخصهاى فلزى و بعضأ غير فلزى قابل توجه باشد.

وجود آثار كانه گچ در داخل رسوبات كواترنرى در شرق دهكده خسرى از اهميت قابل توجهى بر خوردار است.

(جدول پيوست)


نام كانسار نوع كانه سنگ ميزبان سن سنگ ميزبان شكل ماده معدنى موقعيت جغرافيايى
كائولن هيدان كائولينيت توف داسيتى آلتره ائوسن توده اى ً52 :25 :ُ59 - ً42:َ49 :ُ27
مس پيروزكى (فيروزگين) مالاكيت و آزوريت فليشهاى رسوبى و سنگهاى آهكى كرتاسه بالايى رگه اى ً00 :َ17 :ُ59 -ً20 :َ45 :ُ27
كائولن خسرين كائولينيت توف داسيتى آلتره ائوسن توده اى ً33 :َ19 :ُ59 - ً20 :َ46 :ُ27
 

 

مطالعات سازمان در مکران (MAKRAN)از بزرگترین طرح مورد مطالعه سازمان در سال 84

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384

 

كليات برگه اسپكه




 

فهرست مطالب




موقعيت جغرافيايى منطقه و راههاى دسترسى به آن

شرايط آب و هوايى منطقه

پوشش گياهى و جانورى منطقه

ويژگيهاى انسانى ناحيه مورد مطالعه

تاريخچه مطالعات پيشين

زمين شناسى عمومى منطقه

چينه شناسى منطقه

ويژگيهاى فسيل شناسى

ويژگيهاى توپوگرافى

يتولوژى منطقه

ژئوتكتونيك منطقه

لرزه زمين ساخت منطقه

ساختمانهاى تكتونيكى منطقه

منابع داراى پتانسيل لرزه اى

پتانسيل معدنى منطقه




اسپكه

موقعيت جغرافيايى منطقه و راههاى دسترسى به آن

محدوده مورد مطالعه در قالب نقشه 1:100000 اسپكه از توابع استان بلوچستان بوده و در گوشه شمال باخترى نقشه 1:250000 نيك شهر واقع است.

اين منطقه در محدوده جغرافيايى 00:َ30:ُ26 تا 00:00:ُ27عرض شمالى و 00:00:ُ60 تا 00:َ30:ُ60 طول خاورى وحدود 140 كيلومترى جنوب باخترى ايرانشهر قرار دارد و شامل نقشه هاى توپوگرافى 50000/ 1 به نامهاى سورميچ-جاكس-چانف و اسپكه است.

از نظر تقسيمات زمين شناسى ايران اين محدوده جزء زون جنوب خاورى ايران محسوب شده و در برگيرنده بخشى از رشته كوههاى مكران با روند خاورى-باخترى است كه در كنار جنوب شرقى فرورفتگى جازموريان قرار دارد.

بر اساس طرح پايگاه داده هاى علوم زمين نيز منطقه مورد مطالعه جزء زون ايرانشهر-سرباز محسوب مى شود.

راههاى ناحيه، محدود به راه شوسه درجه سه ايرانشهر-چاه بهار است كه از باختر ناحيه مى گذرد.

راه ماشين رو اسپكه-چانف نيز دسترسى به خاور ناحيه را ممكن مى سازد. بخشهاى ديگر ناحيه فاقد راه بوده و دسترسى به آنها مشكل است .



شرايط آب و هوايى منطقه

آب و هواى ناحيه بسيار گرم و كويرى است. رطوبت هوا كم و ميزان بارندگى ساليانه نامنظم بوده و تنها در فصل زمستان و بهار روى ميدهد كه اغلب شديد و باعث روان شدن سيلابهاى ناگهانى ميشود.

روزهاى سرد و يخبندان در منطقه 1-2 روز مى باشد. پوشش خاك در منطقه بيشتر شنى و ماسه اى و در بعضى قسمتها همراه با قلوه سنگ است كه غالباً حفر چاه را با اشكال مواجه مى سازد.

وجود بادهاى سخت و طوفانهاى شديد شن و ماسه از ويژگيهاى بارز اين منطقه محسوب مى شود كه همواره مزارع و جاده ها را مورد هجوم قرار مى دهد.

متأسفانه منطقه به جهت موقعيت خاص طبيعى خود از نظر منابع آبى بسيار فقير است .

رودها و آبراهه هايى كه در ناحيه جريان دارند كم آب و فصلى بوده و سفره هاى آب زيرزمينى هم كم بهره مى باشند.


پوشش گياهى و جانورى منطقه

پوشش گياهى منطقه محدود به رودبارها و تا اندازه اى دشتهاست. درختكارى بصورت پرورش نخلستانهاى خرما كنار دهكده ها و باغ مركبات است.

كشت غلات و علوفه كم و بيش در منطقه عموميت دارد. وجود مراتع معدود -درختچه هاى پراكنده بيابانى و گياهان طبيعى و خودرو نظير داز و گياهان صمغى (آنقوزه-كتيرا) از جمله پوشش هاى گياهى منطقه محسوب مى شود.

بعلت خشكى هوا و كمبود و بعضاً نبود پوشش گياهى مقدار هوموس خاك بسيار كم(1/0-5/)است.

ازت به ندرت در خاك ديده مى شود و ميزان فسفر و پتاس بسيار بالا است. ph خاك 6/7-9/7 است.

از نظر ويژگيهاى دامى فراوانترين دام منطقه شتر مى باشد كه در مقابل شرايط بى آب و علف بسيار مقاوم است.

پرورش دامهايى نظير گاو-گوسفند-اسب-الاغ-بز نيز در منطقه عموميت دارد.


ويژگيهاى انسانى منطقه

اگر چه محدوده مورد مطالعه از آباديهاى مختلفى تشكيل شده است ولى تمركز جمعيت فقط محدود به چند آبادى واقع در امتداد راه ايرانشهر-چاه بهار است(اسپكه-پيپ-جاكس-چانف-جهليشهر).

مردم منطقه ازنژاد آريايى و طايفه بلوچ بوده و حنفى مذهب وشيعه مذهبند و به لهجه بلوچى سخن مى گويند.

پوشش افراد ساده بوده و سبك معمارى در منطقه خاص مى باشد به طورى كه بيشتر خانه هاى بلوچى داراى سقفى مسطح با ديواره هاى بلند است كه در آن پنجره هاى كوچك تعبيه شده و بوسيله ديواره سنگى و گلى از يكديگر مجزا ميشوند.

مجموعه عوامل جغرافيايى نامساعد -طبيعت خشن-آب وهواى خشك و سوزان و عدم امكانات مناسب و نبود اشتغال همگى دست به دست هم داده اند تا افراد بلوچ فوق العاده فقير باشند و گروهى از آنها به ساير نواحى ديگر مهاجرت كنند.

اغلب مردم بلوچ به زندگى كوچ نشينى -چادرنشينى و دامپرورى مشغولند و صنايع دستى عمده ترين صنعت رونق يافته در منطقه است.

زيرا كه امكانات بسيار محدود كشاورزى و عدم توجه به توسعه اقتصادى ، فرهنگى ،و عمران . در منطقه مانع از اين شده است كه مراكز كشاورزى و صنعتى در منطقه به وجود آيد.


تاريخچه مطالعات پيشين در منطقه

به طور كلى در استان سيستان و بلوچستان ؛ بعلت بعد مسافت ؛دورافتادگى ؛ انزوا ؛ شرايط نامساعد جغرافيايى ؛كمبود امكانات و... مطالعات زمين شناسى دقيقى صورت نگرفته است.


تنها مطالعات صورت گرفته در منطقه مورد مطالعه كه بخشى از مكران ميباشند عبارتند از:

تهيه نقشه ها و گزارشات زمين شناسى كه توسط شركت ملى نفت ايران در سال 1359 از روى عكسهاى هوايى تهيه شده است.

بررسيهاى پراكنده زمين شناسى در مسير اصلى ايرانشهر-چاه بهار كه از باختر ورقه اسپكه ميگذرد و توسط كارشناسان خارجى صورت گرفته است. (هاريسون1935-1936 و فالكون 1936).

در سال 1354 نيز سازمان زمين شناسى كشور به منظورارزيابى پتانسيل معدنى مكران در بخشهاى مختلف آن برنامه ويژه اى را جهت كاووشهاى معدنى در قالب تهيه نقشه هاى زمين شناسى ؛ بررسيهاى چينه شناسى ؛ ماگماتيسم و تكتونيك بعمل آورد كه ماحصل آن تهيه نقشه 100000/ 1 اسپكه ميباشد كه تحت نظارت و راهنمايى دكتر افتخارنژاد صورت گرفته است.

تهيه نقشه هاى زمين شناسى 250000/ 1 و100000/ 1 نيك شهر (آقا نباتى-مهدوى-ارشدى) كه در شمال باخترى آن اسپكه واقع است نيز از جمله كارهاى صورت گرفته ميباشد.



زمين شناسى عمومى منطقه

از نظر تقسيمات زمين شناسى ايران منطقه مورد مطالعه جز زونهاى فليشى و افيوليتى جنوب شرق ايران محسوب مى شود.

بر اساس نظر دكتر آقانباتى منطقه اسپكه در برگيرنده دو بلوك ساختمانى است. بلوك لوت در شمال و مكران در جنوب.

ساختار بلوك لوت در ناحيه روشن نيست ولى بلوك جنوبى بخشى از استان ساختارى مكران است كه با داشتن رشته كوههايى با روند تقريبى خاورى-باخترى و ساختمان تكتونيك پولكى مشخص است.

بنابر نظر نگارنده نيز با توجه به گسترش زون ساختارى مكران (از جنوب فرورفتگى جازموريان تا درياى عمان)كل اسپكه تنها در برگيرنده زون مكران مى باشد.

بخش اعظم شمال محدوده مورد مطالعه را رسوبات جوان كواترنرى و بخشهاى جنوبى آن را رسوبات مربوط به زمان ائوسن دربردارند.

منطقه مورد مطالعه بعلت عملكرد فرايندهاى كوهزايى به شدت خرد شده و تكتونيزه و بهم ريخته است بطورى كه رسوبات در بر گيرنده آن از نظر زمان وجنس و رنگ يك در هم آميختگى را از خود نشان ميدهند و هيچ ترتيب و توالى خاص زمانى را نميتوان در راستاى مشخص براى آن در نظر گرفت.

بنا بر نظر دكتر آقانباتى اگرچه كمپلكس و مجموعه اى از رسوبات در هم از نظر جنس-رنگ و زمان داريم ولى واژه كالردملانژ براى آن در نظر گرفته نشده است. پى سنگ منطقه افيوليتى است.

بطورى كه قديمى ترين سنگهاى اين منطقه را همين كمپلكس هاى افيوليتى تشكيل مى دهند كه به كرتاسه بالايى-پالئوسن تعلق دارند.

پس از آن به رسوبات ضخيم فليش مانند كرتاسه بالايى -ائوسن -اليگوسن بر مى خوريم كه تناوبى از شيل و مارن و ماسه سنگ و تا اندازه اى آهك پلاژيك ضخامت آن زياد ميباشد.

اين رسوبات قبل از آغاز ائوسن دچار چين خوردگى شده اند.

عدم وجود رسوبات پالئوسن در منطقه به خوبى عملكرد فاز كوهزايى لاراميد را مشخص مى كند.

ضخامت رسوبات نئوژن نيز زياد و نهشته هاى پس از ميوسن فوقانى بيشتر از كنگلومرا تشكيل ميشود كه روى واحدهاى قديم تر را مى پوشاند بنظر ميرسد كه رسوب گذارى اين نهشته ها متأثر از عملكرد آخرين فاز كوهزايى آلپى و شروع حوادث جديد پاسادنين باشد.

كه براى تشكيل اين كنگلومراها مك كال 1985 الگوى تكتونيكى -رسوبى را پيشنهاد كرد.

بر طبق نظر وى:در منطقه رسوبى كه كف آن از آميزه افيوليتى و پوششى از آ هك تشكيل شده باشد و لبه اين حوضه رسوبى در اثر فعاليت يك زون گسلى بصورت يك فلس تكتونيكى فعال شده و قطعه بزرگى از سنگهاى اولترابازيك بستر بهمراه آهكهاى ائوسن پوشش دهنده آن به بالا آمده و در كنارحوضه سربرافراشته باشد.

رسوباتى كه در دامنه اين فلس تكتونيكى جمع شده اند در اثر حركات زون گسلى بصورت جريان توده اى ناگهان بدرون حوضه ريخته و كنگلومراهاى هارزبورژيتى را بوجود آورده است.

نهشته هاى كواترنرى نيز شامل رسوباتى است كه از فرسايش واحدهاى قديمى تر بوجود آمده اند و در دامنه دشت ها و كوهپايه ها ديده ميشوند.

و متأثر از حركات كوهزايى پاسادنين بالا زدگى پيدا كرده اند.


چينه شناسى منطقه

مطالعات چينه شناسى صورت گرفته در منطقه حاكى از آن است كه سنى قديمى تر از كرتاسه بالايى در منطقه برونزد ندارد.

عمده واحدهاى سنگى شناخته شده در گستره مورد بررسى عبارتند از :الف)كمپلكس افيوليتى مركب از سنگهاى بازيك تا اولترابازيك به همراه رسوبات پلاژيكى به سن كرتاسه بالايى كه به صورت باريكه اى به پهناى 10 تا 20 كيلومتر در شمال منطقه برونزد دارد و بشدت چين خورده و شكسته شده ودگرشكل يافته اند.

؛ب)آميزه افيوليتى مركب از سنگهاى دگرگونى ميانه تا بالا و آهك پلاژيك و رسوبات راديولاريتى به سن ماستريشتين؛ج)رخساره هاى فليش گونه از ماستريشتين تا اليگوسن-ميوسن و د)رسوبات آبرفتي.

براين اساس كمپلكس هاى افيوليتى و رسوبات كواترنرى به ترتيب قديمى ترين و جوانترين واحدهاى چينه شناسى منطقه مى باشند .

كه در اينجا بطور جداگانه هر يك از واحدهاى سنگى و مجموعه هاى شناخته شده را مورد بررسى قرار ميدهيم:


كمپلكس افيوليتى:

واحدهاى سنگى مشخص در اين كمپلكس عبارتند از:پريدوتيت-پريدوتيت هاى سرپانتينى-گابرو-دياباز-اسپيليت و رسوبات پلاژيك.

پريدوتيت:در منطقه اسپكه پريدوتيت ها گسترش بسيار محدودى دارند و تنها گستره پراكنش آنها محدود به 00:َ15:ُ60 تا 00:َ30: ُ60 طول جغرافيايى و 00:َ45:ُ26 تا 00:َ55: ُ26عرض جغرافيايى و در حد بين دو گسله لاشار و پيپ است.

برونزد اين واحد سنگى بصورت توده هاى كوچك تيره رنگ هارزبورژيتى است كه بشدت تكتونيزه شده و در نتيجه پيشرفت درخور توجه عمل دگرگونى به سرپانتينيت مبدل گشته است.

رخنمون اين واحد سنگى را ميتوان درهر يك از مناطق ذكر شده مشاهده نمود: خاور رودخانه محمد آباد (بمقدار خيلى كم)-شمال خاورى رضى-شمال باختر شيشه پشت-شمال جهليشهر-باختر سرميچ-شمال و جنوب باخترى و جنوب ميان شهر-باختر دبگزان-شمال خاورى بهشت آباد.

پريدوتيت ها در تيغه نازك داراى بافت شبكه اى بوده و اليوين هاى بشدت تجزيه شده را شبكه اى از سرپانتينيت فرا گرفته است.

كلريتى شدن بخوبى در بلورهاى ارتوپيروكسن (برونزيت) پيشرفت دارد.

در باختر رودخانه سرميچ پريدوتيت هاى سرپانتينى داراى رگه هاى ميليمترى فراوان از منيزيت است.

افزون بر توده هاى ياد شده پريدوتيت ها همچنين بخشى از كمپلكس هاى آميزه رنگين را تشكيل ميدهند.


گابرو:بر خلاف پريدوتيت ها گابروها از گسترش زيادى برخوردار بوده و اغلب بصورت پشته هاى تا اندازه اى خردشده نمايانند.

حالت توده اى و رنگ روشن اين سنگها شناسايى آنها را آسان ميسازد.

در پاره اى از نواحى از جمله در جنوب باخترى آبادى اسپكه گابروها كاملا درشت دانه بوده و بندرت با موازى قرارگرفتن كانيهاى تيره و روشن نماى لايه اى بخود ميگيرند.

در تيغه نازك سنگ بافت درشت دانه داشته و كانيهاى بنيادى آن شامل پلاژيوكلاز-پيروكسن و در صد كمى اليوين است.

تجزيه سنگ بخوبى پيشرفت كرده است چنانكه پلاژيوكلاز به مجموعه اى از كلريت وسريسيت و كانيهاى رسى-بلورهاى پيروكسن به ترموليت و اكتينوليت تبديل شده اند.

دانه هاى اليوين نيز در راستاى رگچه هاى نازك به آنتى گوريت تبديل شده اند.

در جنوب خاورى اسپكه و همچنين در باختر سرميچ گابروها كاملا تجزيه شده و بصورت تپه هاى فرسوده درآمده اند.

در چنين حالتى پلاژيوكلازها با تركيب لابرادوريت در حدود 75 تا 80 درصد سنگ را تشكيل مى دهند. كلينو پيروكسن تنها كانى بنيادى ديگر آن است.

در اين حالت درصد كم كانيهاى فرومنيزين تركيب سنگ را به لوكوگابرو نزديك مينمايد.

در برخى نمونه ها تركيب پلاژيوكلاز به آ ندزين نزديك شده و نشان ميدهد كه بطور محلى سنگ گابرو-ديوريت است.

در جنوب اسپكه دايكهايى از پلاژيوكلاز قليايى به رنگ صورتى توده هاى گابرويى سفيد را مى برند.

دياباز:در ميان سنگهاى سازنده كمپلكس افيوليتى ديابازها نقش بنيادى را در منطقه مورد بررسى دارند.

بيشترين گسترش و برونزد اين واحد سنگى مربوط به بخشهاى غربى منطقه و در محدوده 00:00:ُ60 تا 00:َ15:ُ60خاورى و 00:َ40:ُ26 تا 00:َ50:ُ 26شمالى و در بخشهاى غربى گسل پيپ است.

سنگهاى ديابازى منطقه از نظر ويژگيهاى ظاهرى با يكديگر تفاوتهايى دارند كه از اينرو ميتوان آنها را به دو دسته جداگانه تقسيم نمود .

الف)در بخش باخترى منطقه سنگهاى ديابازى تپه هاى كم ارتفاع گسترده اى را تشكيل ميدهند كه اغلب حالت آگلومرايى داشته داراى رنگ هوازدگى سبز تيره اند.

در چنين حالتى ديابازها اغلب اپيدوتى و اسپليتيك ميباشند.

دگرگونى (رخساره پرهنيت )در اين قسمت پيشرفت يافته است چنانكه فلذسپاتها كاملاً بوسيله سريسيت-كلريت و پرهنيت جايگزين شده اند.

همچنين پيروكسن ها به آمفييبول ترموليت - اكتينوليت تبديل شده اند.

پرهنيت به صورت رگچه وجود دارد و در برخى نمونه ها حفرات با كلرين و پيروكسن تجزيه شده پر شده اند.

ب)در بخش خاورى منطقه ديابازها بصورت توده هاى بلند نمايانند.

و در اين حالت فرسايش پيشرفت بسيار كمى دارد.

در بيشتر موارد ديابازها در بخش زيرين تركيب ميكروگابرويى داشته و در بخش بالا داراى ساخت بالشى است.

افزون بر توده هاى يكنواخت ديابازها همچنان از سازنده هاى آميزه هاى افيوليتى مختلفى ميباشند كه از آنجمله اند :آميزه دياباز با سنگ آهكهاى بلورين سفيد رنگ و آميزه دياباز با شيلهاى راديولاريتى قرمز رنگ.


اسپيليت :اسپيليت ها كه گاهاً با ساختمانهاى بالشى ديده ميشوند گسترش بسيار محدودى داشته و برونزد آنها بصورت توده هاى مخروطى كوچك در حد فاصل گسلهاى پيپ و لاشار قرار دارد.

پراكنش اين واحد سنگى را ميتوان در :شمال خاورى و جنوب باخترى رضى- خاور بهشت آباد-شمال خاورى رودخانه شهرى مشاهده نمود.

حفرات ميليمترى موجود در اسپيليت ها را مواد سيليسى سفيد رنگ پر ميكند.

در تيغه نازك اين سنگها اساساً شامل پلاژيوكلاز همراه با بلورهاى پيروكسن اوژيت است و كانيهاى ثانوى نيز مانند كلريت -اسفن -پرهنيت-و اپيدوت در آن ديده ميشود.

در دره خاور رضى لاوهاى اسپيليتى نشانه هايى از كانى مالاكيت را با خود دارند.


رسوبات پلاژيك

افزون بر سنگهاى بازيك تا اولترابازيك وابسته به مانتل اقيانوسى پى سنگ افيوليتى منطقه داراى نهشته هاى پلاژيك بخشهاى ژرف اقيانوسى است كه عبارتند از:

1-سنگهاى راديولاريتى و سيلت سنگهاى ارغوانى-بنفش كه داراى ميان لايه هايى از توفهاى ريز دانه سريسيتى بوده ولايه بندى نازك تا برگه اى از ويژگيهاى آنها است.

فسيلهاى در بر گيرنده اين شيلها شامل پلانكتونهاى گلوبوترونكانا و راديولاريا متعلق به سانتونين است.

اين تركيب شيلى در جنوب آبادى هپودم با دگرشيبى ظاهرى بر روى توده هاى گابرويى قرار دارد .

2-آهك هاى بسيار ريزدانه صورتى كه بصورت عدسيهاى كوچك و بزرگ در ناحيه حضور دارند و داراى ريز فسيلهاى فراوان هتروهليكس وگلوبوترونكانا با گونه خاص مربوط به زمان تورونين -ماستريشتين است.


آميزه افيوليتى

كمپلكس آزاوا:در كوه آزاوا واقع در مرز جنوب باخترى ناحيه آميزه اى وجود دارد كه با داشتن درجه دگرگونى ميانه تا بالا از ساير آميزه هاى افيوليتى ناحيه باز شناخته ميشود.

اين سنگها منتهى اليه خاورى گسترش كمپلكسى است كه در چهار گوشه فنوج بنام كمپلكس دوركان ودر برگه يكصد هزارم فنوج كمپلكس آزاوا ناميده شده است.

اين كمپلكس در منطقه مورد مطالعه شامل مجموعه اى از شيست -فيليت -مقدار كمى شيلهاى راديولاريتى-آهك ژرف دريايى و به ويژه ديابازهاى دگرگون شده است كه يك سيمان پريدوتيتى بشدت سرپانتينى شده آنها را در بر گرفته است.

افزون برآن آهكهاى سفيد رنگى كه به سختى بلورين شده اند چه بصورت سازنده كمپلكس و چه بصورت توده هاى بزرگ قابل تشخيص اند .

اين آهكهاى ژرف دريايى داراى فسيل گلوبوترونكانا با گونه خاص مربوط به ماستريشتين است حال آنكه در منطقه فنوج همراهان آهكى كمپلكس آزاوا داراى بلوكهاى بيگانه از پالئوزوييك بوده و داراى فسيلهايى از زمان نئوكومين تا سنومانين ميباشند.


رخساره هاى فليش گونه

پى سنگ افيوليتى ناحيه را بطور دگرشيب رخساره هاى فليش گونه ميپوشانند كه از نظر زمانى در رنج بين كرتاسه بالا تا اليگوسن-ميوسن قرار مى گيرندكه در اينجا بطور جداگانه هر يك را شرح ميدهيم.


فليشهاى كرتاسه بالا

اين فليشها تناوبى از شيل و ماسه هاى آهكى ميباشند كه ميتوان آنها را به چند واحد سنگى تقسيم نمود.

پايين ترين آنها شامل يك واحد كنگلومرايى با قلوه هايى از سنگهاى گابرويى ديابازى و بندرت عناصر گرانيتى و آهكهاى خاكسترى به اندازه هاى قلوه تا بولدر با سيمان ماسه آهكى است.

اين كنگلومرا واحد ممتدى نبوده و در بخش بيشترى از ناحيه وجود ندارد.

حجم اصلى نهشته هاى كرتاسه بالا شامل تناوبى از شيل و ماسه سنگهاى آهكى و آهكهاى ماسه اى با لايه هاى نازك تا ميانه است كه با داشتن فسيلهاى شاخص سن كرتاسه پايين دارندو اين رسوبها بطور محلى در نواحى محدود به گسلهاى بزرگ فيليتى شده و به ويژه به سبب جاى داشتن در يك واحد تكتونيك خورده بخوبى شيستوزيته يافته اند.

سومين واحد از رسوبات فليش گونه كرتاسه بالا شامل ماسه هاى آهكى ميان دانه تا درشت دانه با لايه بندى خوب تا ميانه است كه بطور ناحيه اى در بخش پايين كنگلومرايى گرديده است اين ماسه ها پر از كوارتز بوده و بطور محلى خرده هاى ولكانيكى از سنگهاى آذرين شيشه اى حدود 35 تا 50 در صد سنگ را تشكيل ميدهند ولى برخى از نمونه ها از گونه آركوزى و داراى اپيدوت فراوان و كمى بلورهاى هورنبلند است .

وجود مجموعه فسيلى در رسوبات حاكى از سن ماستريشتين تا پالئوسن است.


فليشهاى ائوسن

اين فليشها با دو رخساره متفاوت در منطقه ديده مى شوند. در شمال باخترى ناحيه نهشته هاى ائوسن شامل مارنهاى سبز با با ميان لايه هاى آهك ماسه اى است كه رفته رفته بسوى بالا درصد لايه هاى آهكى ماسه اى آن افزايش مى يابد.

بيشتر آهكها بويژه لايه هاى كنگلومرايى داراى روزنه دارانى از آن ائوسن است.

در بخش بالا رسوبات ائوسن شامل سرى يكنواختى از ماسه هاى كمى آهكى به رنگ متمايل به قهوه اى با ميان لايه هاى نازك مارن سبز است اين سنگها همچنان داراى فسيلهاى متعلق به ائوسن ميباشند.

رديف فليش گونه ياد شده بصورت يك ناوديس باز چين خورده و در سنجش با سنگهاى كهن تر و حتى هم سن بطور درخور ملاحظه اى بدون دگرشكلى بوده و تقريبا هيچگونه نشانه اى از تكتونيك مهم و دگرگونى را نمايش نميدهد.

وجود برخى افقهاى كنگلومرايى بين تشكيلاتى داراى قلوه هاى پالئوزييك و بويژه كرتاسه زيرين سبب پيدايش اين انديشه است كه نهشته هاى ائوسن شمال باخترى اسپكه در حقيقت نماينده رخساره ائوسن بلوك لوت است وجنوب منطقه اسپكه كناره شمالى حوضه فليشى مكران است.

پيدايش اين حوضه پى آمد جنبشهاى تكتونيكى لاراميد با برآمدگى سنگهاى كهن است كه در آن مواد آوارى بصورت نهشته هاى توربيدايتى ماسه اى و شيلى بر روى پى سنگ افيوليتى انباشته شده اند.

نهشته هاى فليش گونه ائوسن در منطقه اسپكه شامل حدود 2000 تا 2500 متر ماسه سنگ آهكى-فلدسپاتى؛شيلهاى سيلتى بشدت كليواژدار و كمى آهك پلاژيك و گدازه هاى بازيك است كه در ميان آنها ماسه سنگ و شيل نقش بنيادى دارند بطوريكه تغيير نسبت اين دو نوع سنگ سبب گرديده است كه بتوان مجموعه رسوبهاى فليشى ائوسن ناحيه را به چند زير واحد تقسيم نمود.

بديهى است واحدهاى مورد نظر جايگاه چينه شناسى ويژه اى نداشته بلكه چه در راستاى قائم و چه در راستاى افقى با يكديگر پيوند زبانه اى دارند و در فاصله هاى نسبتا كوتاه واحدهاى گوناگون جايگزين يكديگر ميشوند كه از آنجمله اند:


رخساره‌هاى ماسه سنگى

اين رخساره‌ها شامل حدود 75 تا 85 درصد ماسه سنگ خاكسترى با رنگ هوازده متمايل به قهوه اى،به ضخامت 25 سانتيمتر تا 2 متر با دانه بندى ميانه تا ريز و نزديك به گوشه دار و جورشدگى ميانه است ميان لايه ها عبارتند از شيلهاى سيلتى خاكسترى سبزو برگه اى -فشرده و شكننده و كمى ماسه اى است.

ستبراى در خور ملاحظه و وجود برخى ساختهاى رسوبى مانند دانه بندى تدريجى -چينه بندى ناموازى- ساختهاى گلوله اى بالشى و جريانى و موجى نشانه شرايط رسوبى تند در يك محيط كم ژرفا و در حال نشست و ناپايدار است.



رخساره هاى شيلى

در بخش خاورى ناحيه نسبت فليشهاى ائوسن به بيش از 80 درصد ميرسد بطورى كه در آنها ميتوان يك واحد شيلى كه داراى ميان لايه هاى ماسه اى است تشخيص داد.

شيلها كمى آهكى -خاكسترى رنگ و ورقه اى بوده و داراى لايه بندى نازك و كليواژ فراوان موازى سطح لايه بندى ميباشند.

ميان لايه هاى ماسه اى اغلب نازك 10-25 سانتيمتر ، -كمى آهكى و كاملاً ريز دانه اند اين رخساره ها شيلى اغلب فرسوده و نواحى پستى را در پاى ستيغ هاى ماسه اى تشكيل مى دهند.

در شمال باخترى چانف در اين مجموعه همچنان ميتوان ميان لايه هاى كوچك و عدسى شكل از مارنهاى سفيد رنگ با لايه بندى ضعيف و عدسيهاى نا پيوسته از كنگلومرا را تشخيص داد.

اين واحدهاى شيلى با داشتن فسيلهاى شاخص سن ائوسن زيرين را نشان ميدهند.


فليشهاى اليگوسن-ميوسن

اين فليشها با تناوبى از شيل و ماسه سنگ هاى آهكى نازك لايه و درشت دانه به صورت پراكنده در شمال باخترى ورقه برونزد دارد.

و به همراه رسوبات كنگلومرايى و آهكى بطور ناهمساز واحدهاى گوناگون را ميپوشاند.

واحد كنگلومرايى داراى قلوه هاى بيشتر آهكى (كرتاسه زيرين) و كمى گرانيت و بندرت سنگهاى افيوليتى است كه همه آنها بخوبى گرد شده اند و با يك سيمان ماسه اى آهكى در بر گرفته شده اند.

آهكها نيز بصورت كلاهكهاى نزديك به افقى واحد كنگلومرايى را ميپوشانند.

اين آهكها بيشتر آوارى و برشى و حتى مرز زيرين آنها بطور محلى كنگلومرايى است و تقريباً گذرى ميان كنگلومرا وآهك را نشان ميدهند.

مطالعات فسيل شناسى روى اين آهكها و بررسيهاى چينه شناسى منطقه مويد سن اليگوسن-ميوسن براى اين مجموعه است.


رسوبات پلاژيكى ائوسن

اين رسوبات به رنگ صورتى و شامل آهكهاى مارنى نازك لايه و گدازه هاى بازيك اسپيليتى حفره دار با ساخت بالشى و يا آميخته اى از دو سنگ يادشده ميباشد.

كه با گسترش بسيار محدودى در گوشه جنوب باخترى منطقه نمايان است.

همبرى اين سنگها با فليشهاى مجاور بيشتر بصورت گسله است.

تنها لايه هاى آهكى پلاژيك كم وبيش از روند همگانى فليشها پيروى مينماينداين رسوبات داراى فسيلهاى متعلق به ائوسن ميانى هستند.

در دنباله اين نهشته ها در منطقه فنوج فسيلهاى متعلق به زمان ائوسن بالايى گزارش شده است.

وجود آهكهاى پلاژيك نشان دهنده محيط وشرايط رسوبى بسيار آرام و انباشت در ژرفاهاى ميانه و عميق و دور از مواد آوارى قاره اى است.

در شمال خاورى ناحيه در كنار گسله ژرف پيپ لايه هاى متناوب شيلى-ماسه اى ائوسن جنبشهاى تكتونيكى نسبتا سختى را تحمل نموده اند چنانكه نهشته هاى سست تر فيليتى شده اند ولى لايه هاى ماسه اى كه نتوانسته اند با رسوبهاى نرم چين بخورند در فاصله هاى كوتاه بريده شده و بصورت قطعات بودين مانند ناپيوسته در زمينه هاى فيليتى نرم تر و فليش هاى جا به جا شده بلوك دار در آمده اند.

افزون بر وجود ماسه ها بعنوان عناصر پابرجا ميتوان به اجزاء بيگانه ديگرى مانند بلوكهاى كوچك كنگلومرا و بندرت به بلوكهاى ديابازى اشاره داشت.

كه بنظر ميرسد اين اجزا بيگانه از كمپلكس افيوليتى همسايه جدا شده و بدرون حوضه فليشى درغلتيده اند.

در مرز جنوبى منطقه و در يك گستره محدود اين بلوكهاى بيگانه افزايش در خور ملاحظه اى مييابد و چهره كاملى از فليشهاى وحشى را نشان ميدهند.


رسوبات كواترنرى

اين رسوبات كه داراى گسترش و ستبراى در خور ملاحظه اى هستند، اساساً شامل نهشته هاى آبرفتى رودخانه اى سيلابى چين نخورده اند. كه از فرسايش كوههاى جوان ايجاد شده اند.

با توجه به مورفولوژى و جايگاه توپوگرافى و تا اندازه اى سن اين رسوبات جوان را ميتوان به چند واحد تقسيم نمود كه از آنجمله اند:

الف)آبرفتهاى كهن شامل پادگانه هاى رودخانه اى و پادگانه هاى سخت نشده بن كوه با لايه بندى ناچيز ب)آبرفتهاى جوان دشتها كه شامل رسوبات بستر رودخانه ها و پهنه هاى تلماسه اى(تپه هاى كم ارتفاع و كشيده و هلالى شكل)ميباشند .


ويژگيهاى فسيل شناسى

بر اساس مطالعات فسيل شناسى صورت گرفته در منطقه:مجموعه رسوبات در برگيرنده ورقه اسپكه در رنج زمانى بين كرتاسه بالايى (سنومانين ) تا كواترنرى قرار مى گيرند.

سنگهاى آذرين فاقد نشانه هاى زيستى هستند و تنها در سنگهاى رسوبى ميتوان آثار و نشانه هاى زيستى رايافت كه شامل مجموعه اى از فسيلهاى بنتيك و پلاژيك است.

وجود اين فسيلها بر اساس گسترش زمانى حكايت از يك محيط پلاژيكى و عميق در زمان كرتاسه دارد كه رفته رفته در زمان سنوزوئيك به يك محيط كم عمق و نريتيك مبدل ميگردد.

كه حاكى از نوسانات و ناپايدارى كف حوضه رسوبى ميباشد. در اينجا سعى بر آن شده است كه اين مجموعه فسيلى به تفكيك زمانى شوند.


از اين مجموعه فسيلى ميتوان ميكرو فسيلهاى شاخص زير را نام برد:

ميكروفسيلهاى شناخته شده به سن كرتا سه بالايى

Globotruncana contusa(maestrichtian ).

Globotruncana arca (tournian-maestrichtian) .

Globotruncana sp.

Globotruncana stuarti(maestrichtian) Omphalocyclouse sp.

Siderolites sp ,Orbitoides sp.

Heterohelix sp.

radiolaria .


ميكروفسيلهاى شناخته شده به سن پالئوسن

Mississipina aff.

Binkhorsti .

Disticoplax biserialis .

Ethelia alba .

Dictyoconus sp.



ميكروفسيل هاى شناخته شده به سن ائوسن

cuvillerina eocenica (Early eocene) .

Middle Eocene) )Nummulites cf.

aturicus .

Nummulites partschi .

Aktinocyclina sp.

Lenticulina sp.

Nummulites sp.

Globigerina sp.

Assilina sp.

Rotalia sp.

Alveolina sp.

Goborotalia sp.

Solenomeries sp.

Globigerina ampliaperture .

Late eocene Globigerina yaquaensis .

Globigerina ouachitaensis .

Discocylina sp.

Asterigerina sp.

Lithophyllum sp.

Lithothamnium sp.


ميكروفسيلهاى شناخته شده به سن اليگوسن -ميوسن

Heterostegina sp.

Rotalia sp.


ويژگيهاى توپوگرافى منطقه

عموم ساختارهاى تكتونيكى منطقه اعم از گسلها و چين خوردگيها از روند كلى شمال خاورى-جنوب باخترى تبعيت مى كنند.

كوهها با وجود آنكه از نظر سنى بسيار جوان مى باشند بدليل نابرخوردارى از سختى كافى و نيز در اثر فرايندهاى فرسايشى فرسوده و كم ارتفاع بوده و رسوبات كواترنرى از گسترش و ستبراى در خور ملاحظه اى برخوردار ميباشند.

معروفترين كوههاى ناحيه عبارتند از:نيلا جندا و سياه كوه.

مرتفع ترين بخش منطقه به ارتفاع 1748 متر در بخش جنوبى و پست ترين بخش به ارتفاع 600 متر در بخش شمالى باخترى ورقه قرار دارد كه به ترتيب در برگيرنده رسوبات زمان ائوسن و كواترنرى است.

سيستم آبراهه ها در منطقه از روند عمومى شمال -جنوبى؛شمال باخترى-جنوب خاورى؛شمال خاورى-جنوب باخترى؛و گاها از روند خاورى-باخترى پيروى ميكند.

دره هايى كه در منطقه ديده ميشوند متأثر از عملكرد آبراهه ها هستند.

بطور يكه دره هاى V شكل توسط آبراهه هايى با روند شمالى -جنوبى ايجاد ميشوند.

در رسوبات فليشى نيز آبراهه ها در جهت روند لايه هاى رسوبى دره هاى خاورى-باخترى را پديد آورده اند كه پس از پيوستن بهم يك شبكه زهاب را تشكيل ميدهند.

در رخساره هاى شيلى اين آبراهه ها منجر به ايجاد شبكه مئاندرى ميگردند.

كليه رودخانه هايى كه در منطقه جريان دارند كم آب و فصلى بوده و تنها در بعضى از فصول سال آب دارند.


معروفترين رودخانه هاى اين ناحيه عبارتند از:

جبدا-محمد آباد-كجكى-سهرى-بگدان-بلوچ-برشك-برا-زعيق-ناگان-يكشنبه-كمانى-دارخان-شه جنج .

كه تراكم آنها در جنوب خاورى منطقه است.

شيب عموم لايه هاى زمين بين 10 تا 70 درجه است.

تاقديسها و ناوديسها و پادگانهاى آبرفتى در رسوبات كواترنرى از جمله پديده هاى طبيعى ناحيه بشمار ميرود.



ژئوتكتونيك منطقه

از نظر ژئوتكتونيكى پهنه مورد مطالعه جز مكران شمالى تقسيم بندى ميشود.

وجود پى سنگ افيوليتى و همراهان رسوبى پلاژيك كرتاسه بالا اين انديشه را نيرو مى بخشد كه دست كم در كرتاسه پسين ناحيه مورد بررسى داراى ويژگيهاى يك كافت ميان قاره اى بوده است بطورى كه همزمان با فرايندهاى تكتونيكى هم ارز فاز اتريشين، ويژگيهاى ريفتى خود را از دست داده و آنگاه شرايط بايسته براى انباشت رسوبهاى فليش گونه فراهم گرديده است .

در اوايل پالئوسن فازهاى تكتونيكى لاراميد سبب برآمدگى و نبود رسوبگذارى در ناحيه گشته و آغازى بوده است براى جنبشهاى پوسته اى دوره تازه كه احتمالاً هنوز هم ادامه دارد.

اگر چه بدليل نبود رسوبهاى جوانتر از ائوسن نيروهاى تكتونيكى كارساز ناحيه چندان آشكار نيستند ولى دلايل موجود در نواحى همسايه گواه بر آنستكه عمده نيروهاى تكتونيكى ناحيه وابسته به فاز تكتونيكى ميوسن است چنانكه شكل گيرى ناحيه در روند تقريبى خاورى-باخترى ؛پيدايش گسله هاى واژگون ؛فعاليت تكتونيك پولكى و جابجاشدگيهاى عمده را ميتوان پى آمد همين جنبشهاى اواخر ميوسن دانست.

فعاليت هاى تكتونيكى پس از ميوسن با شدت كمتر و بيشتر از نوع خشكى زا همچنان بر ناحيه تأثير داشته است.

افزون بر جنبشهاى شاغولى حاكم همچنان ميتوان به جنبشهاى افقى پوسته توجه كرد كه فشارهاى صفحه عربستان بسوى شمال-شمال خاورى و فشردگى فلات ايران در همان راستا به آ نها اشاره دارند.

اين جنبشهاى افقى در جابجاشدگى راستاى گسلهاى مزدوج و تا اندازه اى واژگون و نيز خوابيدگى لايه ها بسوى شمال كارساز بوده اند.


لرزه زمين ساخت منطقه

از ديدگاه لرزه زمين ساختى منطقه مورد مطالعه در زون مكران(مكران باخترى) قرار مى گيرد كه يك زون فرورانش قاره اى - اقيانوسى و جزء حوضه هاى سايزموتكتونيكى است.

و در برگيرنده گسله هاى جنبا و توانمندى با روند عمومى شمال خاورى-جنوب باخترى ؛خاورى-باخترى و شمالى-جنوبى است.

مهمترين اين گسله ها عبارتند از: گسله لاشار و پيپ.

برآورد پارامترهاى لرزه خيزى و آهنگ رويداد سالانه جهت تعيين بزرگى آستانه زلزله و همچنين بررسى زمين لرزه هاى تاريخى مهم مانند زمين لرزه هاى 1483 م(862 ه. ش)؛1795 م(1174 ه. ش)؛1945م(1324ه. ش) مكران بخوبى نشان ميدهد كه گستره مورد بررسى از ديدگاه لرزه زمين ساختى در مقايسه با ديگر مناطق ايرانزمين از آرامش نسبى برخوردار است.

همچنين براساس نقشه هاى پهنه بندى خطر نسبى زمين لرزه در مناطق جنوب خاورى ايران محدوده مورد مطالعه پيرامون پهنه با خطر نسبى نسبتاً بالا و دور از چشمه هاى لرزه زا قرار مى گيرد.

و بزرگى 5/5 ريشترى بعنوان زمينه احتمال وقوع زلزله در آن برداشت ميشود. اگرچه بر اساس مطالعات صورت گرفته احتمال وقوع زمين لرزه هاى ويرانگر در اين پهنه بعيد بنظر مى رسد.

با اين حال در اين پهنه بايد سرمايه گذاريهاى كلان با احتياط انجام گيرد و در احداث بنا تمهيدات بيشتر مقاوم سازى در برابر خطر زمين لرزه رعايت شود.


ساختمانهاى تكتونيكى

بارزترين ساختمانهاى تكتونيكى در منطقه عبارتند از :چينها و شكستگيها كه داراى طبيعت و سن و نقش متفاوت بوده و متأثر از جنبشهاى تكتونيكى هستند عبارتند از:

1-گسله هاى طولى كه بصورت مرز جدايى واحدهاى تكتونيكى چينه شناسى در ناحيه نقش دارند.

اينها بيشتر گسله هاى واژگون با خوابيدگى زياد و سطح گسلش بسوى شمال باخترى بوده و راستايى موازى با روند همگانى چينها (شمال خاورى-جنوب باخترى) و راستاى لايه بندى رسوبها دارند.

اين گسله ها بصورت عرضى از ناحيه مورد بررسى گذر نموده و در دو سوى خاور و باختر ناحيه ادامه مى يابد.

در رابطه با پيدايش اين گسله ها دليلهاى بسنده اى در دست نيست ولى اين گسله ها مى توانند در زمان تشكيل ريفت هاى ميان قاره اى پديد آ مده باشند كه در آغاز بصورت گسلهاى وزنى عمل كرده و در كناره حوضه رسوبى سبب نشست تالاب در حال رسوب شده اند.

رويهم رفته طبيعت گسله شدن بيشتر همراه با بالا آمدن بلوكهاى شمالى و كم وبيش پيدايش خوى پلكانى بوده است ولى بدنبال چين خوردگى نهشته هاى رسوبى در زمان ميوسن اين گسلها تغيير نقش داده و با برگشتگى صفحه گسلش بسوى شمال بصورت گسلهاى برگشته در آمده اندو نيز با پيدايش زونهاى باريك و كشيده بلوكهاى پولكى در كوتاه شدگى ناحيه نقش داشته اند.

از جمله گسلهاى طولى ناحيه ميتوان به دو گسل معروف لاشار و پيپ اشاره نمود كه داراى ويژگيهاى ذيل ميباشند:


گسل لاشار:

اين گسل داراى روند عمومى 60 تا 70 درجه به سمت شمال بوده و خميدگى آن در شمال چانف راستاى حدود 35 تا 45 درجه به آن ميدهد.

خوابيدگى آن 60 تا 75 درجه به سمت شمال باخترى است و بلوك جنوبى آن پايين افتادگى دارد.

اين گسل كمپلكس افيوليتى ناحيه را در همسايگى فليشهاى ائوسن جاى ميدهد و دنباله آن بسوى باختر در منطقه فنوج گسل بشاگرد ناميده ميشود.


گسل پيپ:

اين گسل داراى روند عمومى 45 تا 55 درجه بسمت شمال و خوابيدگى حدود 70 درجه بسمت شمال باخترى است و موازى با گسل لاشار است.

اين گسل مجموعه كمپلكس افيوليتى ناحيه را در همسايگى رسوبات كواترنرى قرار ميدهد.

2-گسله هاى مزدوج

اين دسته از گسله ها كه با كوتاه شدگى پوسته وابستگى دارند شامل سه دسته گسله با جهات شمال شرقى-جنوب غربى؛شمالى-جنوبى؛خاورى-باخترى ميباشند.

كه در ميان آنها دسته هاى با امتداد شمال شرقى-جنوب باخترى از درصد بيشترى برخوردار ميباشند.

جز دسته هاى خاورى-باخترى كه نسبتاً ممتدند بقيه داراى درازاى كمترى از چند صد متر تا بيشتر از 10 كيلومتر ميباشندو در همه آنها صفحه گسلى نزديك به قائم بوده و بنظر ميرسد كه داراى ژرفاى محدودى باشند.

اين گسله ها همه راستا لغزند.

گرچه اين دسته هاى گسلى هم ارز زمانى يكديگرند ولى با اختلاف جزئى و با در نظر گرفتن جابجاشدگى آنها نسبت بهم ؛سن نسبى آنها به ترتيب از قديم به جديد شامل خاورى-باخترى؛شمال خاوى-جنوب باخترى ميباشد.

از ميان گسله هاى مورد نظر آنهايى كه روند خاورى-باخترى دارند از گونه راستالغز و موازى با محور چينهاى فشرده بوده و در بسيارى از موارد پهلوى اين چينها را محدود ميكنند.

گسله هاى مزدوج بطور محلى گسله هاى طولى و نيز چينها و راستاى لايه بندى رسوبها را بريده و جابجا نمودهاند.

بنابراين گسلهاى ياد شده سن جوانترى را نسبت به شكستگيهاى اصلى و چين خوردگى داشته و احتمالاً در اواخر نئوژن پديد آمده اند.


چين خوردگيها

در محورهاى افيوليتى گذشته از بهم آميختگى زياد ؛كمپلكس هاى افيوليتى و رسوبات فليش گونه كرتاسه بالا داراى چين خوردگى نسبتاً آرامند ولى بدليل محدود شدن رسوبات ميان دو گسله طولى لاشار و پيپ اغلب شكستگيها بيشتر از چين خوردگيها نقش داشته و به ويژه در نواحى نزديك به گسله ها تغيير شكل جزئى و دگرگونى از درجه زير فيليت تا فيليت آشكار است.

در زون فليشى واقع در جنوب گسله لاشار شيلها و ماسه هاى ائوسن به سختى چين خوردگى يافته اند چنانكه چينهاى جناغى از نوع باز يا با فشردگى متوسط ؛چينهاى هم شيب و تا اندازه اى چينهاى نوع برشى بيشتر در تناوبهاى شيلى گسترش فراوان دارند.

محور چينها كوتاه و بيشتر افقى بوده ويا بندرت شيب آرامى بسوى خاور يا باختر دارند. در لايه هاى ماسه اى و ميان لايه هاى شيلى -كليواژهاى لغزشى-شكستگى توسعه دارند.

و بطور محلى خصوصاً در شيلها پيشرفت زياد آنها سبب ايجاد فرسايش مدادى شده است. در مواردى اغلب لايه هاى مقاوم در اثر فشار بريدگى موازى با زون محورى يافته و داراى پهلوى برگشته اند.


منابع داراى پتانسيل لرزه اى در مكران :

زون مكران كه حاصل فرورانش پوسته اقيانوسى عمان به زير پوسته قاره اى لوت است يك حوضه سايزموتكتونيكى محسوب مى شود كه داراى كاتالوگ زمين لرزه ايى شديداً ناكاملى است.

در اين زون كه كمبود اطلاعات اجازه طرح كردن منابع با پتانسيل لرزه اى را نمى دهد از مدل احتمال وقوع زمين لرزه استفاده شده و بزرگى 5/5 بعنوان زمينه احتمال وقوع زلزله برداشت مى شوذ.

در تقسيم بندى مكران: مكران خاورى زلزله هاى مهيب و بزرگى را تجربه كرده است و در حال حاضر زلزله هاى كوچك و متوسط را نيز تجربه مى نمايد.

در مقابل مكران باخترى زمين لرزه هاى بزرگ و معتبر خوبى را در زمانهاى تاريخى نشان نمى دهد و وسايل و ابزارهاى جديد نيز هيچ حادثه كم عمقى را در طول مرز صفحه آشكار ننموده اند.

هيچ گسيختگى معتبر گسل مانندى بدنبال هيچ زلزله اى در مكران حتى در زمين لرزه بزرگ پاسنى اورما در27/11/1945 با ماگنيتود 8 (آمبرسيز و ملويل 1982 )و ماگنيتود 1/8 (بورن و همكاران 1992) وجود ندارد.

و فهرست زمين لرزه ها در مكران جهت ترسيم سرچشمه هاى واجد پتانسيل لرزه اى شديداً ناكامل است بنابراين ثبت قابل اعتماد و موثقى از زلزله تا A.

D1919 وجود ندارد.

در نتيجه براى طرح كردن سرچشمه هاى واجد پتاسيل لرزه خيزى در اين منطقه ما نبايد به خطر پتانسيل لرزه اى درجه پايين كه منطقه را تهديد مى كند توجهى داشته باشيم.

بلكه بر اساس توزيع مراكز سطحى و نشانه هاى زمين ريختى زمين لرزه منطقه اى كه در آن زلزله بزرگ پاسنى اوراما رخ داده است بصورت يك منبع با پتانسيل لرزه اى در امتداد خط ساحلى درياى عمان ترسيم مى گردد.

و خط ساحلى مكران غربى به شكل يك منبع پتانسيل لرزه اى بر اساس شباهت تكتونيكى و جهت اطمينان طرح ريزى مى گردد.


پتانسيل معدنى منطقه

بر اساس نقشه پراكندگى و توزيع مواد معدنى ايران(1369)؛ در منطقه مورد مطالعه امكان حصول و دسترسى به معادن مس و كروميت ميرود.

بر اساس پايگاه ملى داده هاى علوم زمين نيز تا سال 81 معادن مرمريت و كروميت و منگنز در منطقه با ويژگيهاى زير قابل استحصال بوده است.


نام كانسار:مرمريت لاشار

نوع كانه:كربنات كلسيم ژنز: رسوبى سنگ ميزبان: سنگ آهك

مختصات جغرافيايى: 00:َ 37: ُ26 -ً 45:َ 58 :ُ59


نام كانسار:كروميت بوستان اسپكه

جنس سنگ ميزبان: پريدوتيت آلتره و تكتونيزه

شكل ماده معدنى: لنز سن سنگ ميزبان:كرتاسه بالايى

مختصات جغرافيايى: ً48:َ39:ُ26-ً38:َ11:ُ60


نام كانسار:كروميت بزپيران

نوع كانه :كروميت شكل ماده معدنى:لنز

جنس سنگ ميزبان:پريدوتيت سن سنگ ميزبان :كرتاسه بالايى

مختصات جغرافيايى:ً15:َ54:ُ26 -ً41:َ28:ُ60


نام كانسار:منگنز خيبر

جنس سنگ ميزبان:دونيت و هارزبورژيت سن سنگ ميزبان:كرتاسه بالايى

ژنز:آذرين روش استخراج و فعاليت معدن: روباز -فعال

مختصات جغرافيايى:00:َ43:ُ26 -ً20:َ18:ُ60

قابل توجه اينكه بدنبال فعايتهاى اكتشافى كه اخيراً در قالب طرح سيستان و بلوچستان صورت گرفته انتظار مناطق اميد بخش معدنى بيشترى در منطقه ميرود كه بزودى گزارش آنها منشر خواهد شد.

آنچه بديهى است وجود مجموعه هاى افيوليتى و رسوبات پلاژيك و آهكى در منطقه امكان دسترسى به معادن و مناطق اميدبخش بيشترى را قوت مى بخشد.



فهرست منابع

مالكى،ابراهيم ، برزگر ،فرخ : پهنه بندى خطر نسبى زمين لرزه در ايران، از مجموعه مطالعات طرح كالبدى ملى ايران،مركز تحقيقات شهرسازى و معمارى ايران،1376

ميرزايى،نوربخش ، منگتان گائو ، يان-تاى، چن : طرح منابع داراى پتانسيل لرزه اى براى زونهاى زلزله اى در ايران،دانشگاه تهران و انجمن ژئوفيزيك و زلزله شناسى چين، 1377

ژان -تريكار ،صديقى،مهدي.

پوركرمانى ،محسن :اشكال ناهموارى در نواحى خشك،معاونت فرهنگى آستان قدس رضوى ،1369

بديعى،ربيع : جغرافياى مفصل ايران،1380

گروه پژوهشى جغرافيا ،اطلس ملى ايران ‏"محيط زيست" سازمان نقشه بردا رى كشور،1380

موسسه جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى (واحد پژوهش زير نظر بختيارى،سعيد) ،اطلس راههاى ايران ،1380

جعفرى ،عباس :كوهها و كوهنامه ايران،سازمان جغرافيايى و كارتوگرافى گيتاشناسى،1368

سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح (معاونت سنجش از دور و جغرافيا) ،فرهنگ جغرافياى كوههاى كشور ،{ج 3 :1379}

اداره جغرافياى ارتش ،فرهنگ جغرافيايى اباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران(شوره گز-زاهدان) ،ج 107-108 :1364

حسن زاده،حميد: فرورانش در زون مكران. دانشكده علوم پايه دامغان،سمينار دانشجويى،1376

فرجى،عبدالرضا : جغرافياى كامل ايران،گروه جغرافياى دفتر تحقيقات و برنامه ريزى و تاليف،1366 .

پاپلى يزدى،محمد حسين : فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور،گروه جغرافياى بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى،1367

مديريت خدمات ماشينى و كاربرد كامپيوتر در هواشناسى ،سالنامه آمارى هواشناسى ،سازمان هواشناسى كشور،1377 -1376

گروه پژوهشى جغرافيا ،اطلس ملى ايران ‏"محيط زيست" سازمان نقشه بردارى كشور،1380

برورش ،عباس : فهرست معادن در حال بهره بردارى كشور،معاونت معدنى و فرآورى مواد وزارت معادن و فلزات،1372

نقشه هاى 100000/ 1 اسپكه و250000/ 1 نيك شهر و 50000/ 1 اسپكه؛چانف؛سورميچ؛جاكس

جمشيد،افتخارنژاد: زمين شناسى ايران ،دانشگاه شهيد بهشتى،1377

رضايى شيرزاد،مهرداد : گورآب،جيرى ، استان سيستان و بلوچستان ،پايگاه ملى داده هاى علوم زمين كشور،سازمان زمين شناسى و اكتشافات معدنى كشور،1381

رضايى ،پروانه : زمين شناسى مكران،پژوهشكده علوم زمين،سمينار دانشجويى،1377

 

 
 

ُSADRA

به نام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش زمین آرام از او یافت.
sadra.magic@gmail.com

 

آرشيو مطالب

مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
آذر 1386
آبان 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
تیر 1385
بهمن 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
 

پیوندهای روزانه

گروه و انجمن زمین شناسی مکران برای عضویت اینجا کلیک کنید . . .
بانك اطلاعات دايناسور ها
بانک اطلاعاتی آتشفشانهای جهان
 

پيوند ها

دانشگاه آزاد واحد زاهدان
پایگاه ملی داده های علو زمین
یاداشت هایک دبیر حغرافیا
پیام بلوچ
از ایرانشهر چه خبر
سازمان زمین شناسی ایران
نگاران
دلبستگی بلوچ و بلوچستان
توپاک
نگاران2
بلوچ آن لاین
بلوچستان جامع ترین سایت بلوچی
نیک شهر
داووووود " خون شیطان"
بچه های گروه جغرافیا زاهدان
زمین شناسی ومعدن"ایمان و عباس"
اسپيدز "باستان شناسی قبرستان اسپدژ بزمان ایرانشهر "
زمین شناسی جنوب غرب "دانشگاه شهید چمران"
وبلاگ بچه های گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه آزاد
یاداشت هایک دبیر حغرافیا
 

امکانات جانبی

RSS 2.0


 
Blog Skin