| |
مطالعات سازمان زمین شناسی کشور در بزمان |
|
|
بزمان
موقعيت جغرا فيايى منطقه و راههاى دسترسى به آن
محدوده مورد مطالعه در قالب نقشه 100000/ 1 بزمان از توابع استان بلوچستان بوده و در گوشه شمال باخترى نقشه 250000/ 1 ايران شهر واقع است.
اين منطقه در محدوده جغرافيايى 00:00:ُ60 تا 00:َ30 :ُ60 طول خاورى و 00:َ30 :ُ27 تا 00:َ00:ً28عرض شمالى و حدود 103 كيلومترى شمال باخترى ايرانشهر قرار دارد و شامل نقشه هاى توپوگرافى 50000/1 شرق بزمان-شرق سرگاه-بزمان و سرگاه است.
از نظر تقسيمات زمين شناسى ايران اين ناحيه جزء زون جنوب خاورى ايران محسوب مى شود و در برگيرنده بخشى از پهنه ايران مركزى است كه در شمال خاورى فرورفتگى جازموريان قرار دارد.
بر اساس طرح مناطق پتاسيل دار ايران نيز منطقه مورد مطالعه جزء زون جبال بارز محسوب مى شود.
راههاى اصلى ناحيه محدود به راه آسفالته بزمان-ايرانشهر و بزمان-بم است كه به ترتيب از جنوب خاورى و شمال منطقه مى گذرند.
همچنين وجود راه آسفالته اى در حد فاصل بزمان-دورودك-مگسان(از ورقه مكسان) كه مجموعأ بالغ بر 36 كيلومتر در ورقه مورد نظر ميباشد دسترسى به بخشهاى جنوب باخترى منطقه را ميسر مى سازند.
راههاى فرعى نيز بنوبه خود دسترسى به بخشهاى شمال خاورى و بعضاً جنوب باخترى منطقه را امكان پذير ميسازند.
شرايط آب و هوايى
آب و هواى ناحيه بسيار گرم و كويرى است . ميزان رطوبت نسبى هوا بسياركم و بارندگى ساليانه نامنظم است(كمتر از 100 ميليمتر).
يخبندان در منطقه بسيار نادر و روزهاى ابرى كم است .
بعلت وزش بادهاى گرم و خشك وسوزان و گرماى شديد پتانسيل تبخير در منطقه بسيار بالاست.
ريزشهاى جوى در منطقه بصورت باران و اكثرأرگبار است و بارش برف بندرت ديده مى شود و قسمت اعظم آن به زمستان و اوايل بهار مربوط مى شود.
شرايط آب وهوايى بسيار بد، وجود بادهاى بسيارگرم و سوزان ،اختلاف شديد درجه حرارت در طول شبانه روز، رودخانه هاى كم آب و فصلى ،سفره هاى آب زيرزمينى كم بهره ،پوشش خاكى نا مناسب از جمله عوامل مهم در فقير جلوه دادن منطقه ميباشد.
مجاورت با كوه آتشفشانى بزمان(نيمه فعال) كه در فاصله 30-80 كيلومترى شمال غرب بزمان قرار دارد نقش مهمى در تغييرات شرايط دمايى در منطقه دارد.
پوشش گياهى و انسانى منطقه
بر اساس نقشه پوشش گياهى ايران اين منطقه در بر گيرنده پوشش هاى استپى و بوته زارهاست.
جنگلها بصورت درختچه هاى پراكنده است كه نسبت به شورى و جنس خاك متغيرند.
اين بافت گياهى در تثبيت خاك و جلوگيرى از فرسايش خاك و حركت شنهاى روان و جلوگيرى از بيابانى شدن نقش مهمى دارد.
پوشش هاى گياهى اين منطقه نيز متاثر از شرايط فوق شامل شوره-قيچ-اسكنبيل-پده-انبه و بعضأ كنار و گياهان صمغى است.
مقدار متوسط آهك خاك 20 درصد بوده ، اسيديته خاك قليايى است و بين 6/7-9/7 متغيير ميباشد.
بعلت شرايط نا مساعد جغرافيايى و آب وهواى بسيار گرم و خشك كشاورزى در منطقه رونق زيادى ندارد.
و بعلت عدم وجود پوشش گياهى مناسب مقدار هوموس خاك كم و ازت بندرت ديده مى شود غلات منطقه شامل :گندم -جو-ذرت و خرماست و انواع حبوبات و دانه هاى روغنى و علوفه كم و بيش در منطقه عموميت دارد و چراگاهها و مراتع نيز ناچيز هستند.
از نظر پوشش جانورى پرورش دامهايى نظير شتر -گوسفند - بز و گاو در منطقه عموميت دارد.
ويزگيهاى انسانى منطقه
مردم اين منطقه از طايفه بلوچى و نژاد آريايى بوده و به لهجه بلوچى سخن مى گويند و مذهب انها به دو صورت شيعه و سنى ميباشد.
بعلت شرايط نا مساعد جغرافيايى و آب وهواى بسيار گرم و خشك كشاورزى در منطقه رونق زيادى ندارد عدم وجود امكانات و شرايط مناسب و عدم توسعه مراكز صنعتى و كشاورزى همه دست به دست هم دادند تا از نيروى انسانى در منطقه استفاده نگردد لذا بيكارى يكى از عمده ترين معضلات در منطقه محسوب شده و منجر به بزهكارى مى گردد.
عمده ترين صنعت رونق يافته در منطقه صنايع دستى(گليم بافى-قلاب دوزى-سكه دوزي…) است كه بيشتردر جمعيت زنانه ديده مى شود و دامدارى و دامپرورى از فعاليتهاى عمده مردم محسوب مى شود.
روابط خويشاوندى و پاى بندبودن به زندگى طايفه اى و سنتهاى حاكم در هر طايفه از مسائلى است كه در منطقه به وضوح ديده ميشود بطورى كه مردم هر قوم از قوانين حاكم بر طايفه خود تبعيت كرده و بسيارى از كينه توزيها و دشمنيها ريشه در روابط ناخوشايند قومى دارد.
تاريخچه مطالعات پيشين
از جمله مطالعات صورت گرفته در منطقه ، مطالعات زمين شناسى است كه توسط دكتر نوگل سادات روى محدوده 100000/1 بزمان صورت گرفته ولى نقشه زمين شناسى آن منتشر نشده است.
نتيجه اين مطالعات به همراه گزارشات 5 ورقه ديگر زمين شناسى در نهايت توسط مهندس سهندى بصورت نقشه 250000/1 ايرانشهر در سال 1375 چاپ گرديد.
گزارشات شركت ملى نفت ايران در قالب مطالعات زمين شناسى بلوچستان و نقشه هايى كه از روى عكسهاى هوايى تهيه شده است ناحيه مورد مطالعه را تحت پوشش قرار مى دهد.
مطالعاتى نيز پيرامون منطقه مورد مطالعه بر روى كوه آتشفشانى بزمان صورت گرفته كه نقش مهمى در ايجاد چشمه هاى آبگرم و معدنى دارند (دكتر رحيم زاده).
خود ورقه بزمان به جهت پتانسيل بالاى معدنى كه دارد از نظر كاووشهاى معدنى و اقتصادى مورد مطالعات زمين شناسى قرار گرفته است و فعاليتهاى هر يك از معادن در راستاى كارهاى اكتشافى ميتواند بعنوان تاريخچه مطالعاتى آن در نظر گرفته شود.(جدول پيوست)
زمين شناسى عمومى منطقه بهمراه عملكرد فازهاى تكتونيكي.
بر اساس نقشه واحدهاى ساختمانى-رسوبى ايران.م.ح.نبوى (1355) و واحدهاى ساختمانى و گسترش حوزه هاى رسوبى ايران (افتخارنژاد ،1359) ،بزمان دربرگيرنده بخشى از پهنه ايران مركزى مى باشد كه ادامه زون سنندج-سيرجان بوده و در انتهايى ترين بخش زون جبال بارز قرار گرفته است.
قديمى ترين و جوانترين رسوبات اين ورقه به ترتيب مربوط به زمان پركامبرين و كواترنرى مى باشد.
منطقه داراى پى سنگ متبلور پركامبرين بوده و مستقيمأ زير رسوبات فسيل دار كامبرين قرار گرفته است.
رسوبات ماسه سنگى و آركوزى، ليتولوژى اصلى كامبرين را تشكيل ميدهند.
بعلت عملكرد فاز كوهزايى كالدونين رسوبات مربوط به زمان اردويسين -سيلورين و دونين در منطقه ديده نمى شود.
پيشروى وسيع دريا در دونين بالايى و ادامه آن در كربونيفر ابتدا رسوبات تخريبى و ماسه سنگى و سپس آهكهاى مناطق كم عمق دريايى (تشكيلات سردر) را بر جاى مى گذارد.
نكته قابل توجه اينكه عملكرد فاز كوهزايى هرسى نين در اين منطقه با نبود چينه شناسى همراه نمى باشد بلكه تشكيلات سردر را بر جاى مى گذارد.
پسروى دريا در كربونيفر بالايى نيز باعث دگرشيبى بين رسوبات پرمين و سنگهاى قديمى تر شده و پيشروى درياى پرمين منجر به رسوبگذارى لايه هاى آهكى(سازند جمال) مى شود كه بصورت دگرشيبى فرسايشى روى كربونيفر را مى پوشاند.
در پرمين رخساره هاى ماسه سنگى - آهكى-و دولوميتى سنگهاى اصلى را تشكيل ميدهند.
در زمان مزوزوييك عملكرد فاز كوهزايى سيمرين و نئوسيمرين نقش مهمى در نبود رسوبات زمان ترياس و ژوراسيك دارد. و تنها ميتوان رسوبات مربوط به زمان كرتاسه را ديد. به اين شكل كه در زمان كرتاسه زيرين پيشروى آب دريا سريع بوده و رسوبات آهكى و شيلى اربيتولين دار را بر جاى مى گذارد. در كرتاسه بالايى بعلت حركات كوهزايى و فرسايش شديد تغييرات رخساره اى شديد بوده و رسوبات عميق بهمراه سنگهاى افيوليتى در شيارهاى اقيانوسى توسط حركات تكتونيكى بهم آميخته شده اند كه بنام آميزه رنگين معروفند.
بطور حتم تشكيل اين واحدهاى سنگى متاثر از عملكرد فاز كوهزايى لاراميد در اواخر كرتاسه ميباشد. زيرا كه عملكرد فاز كوهزايى اتريشين بطور ضعيف و خفيف بوده و نقشى در ايجاد آميزه هاى رنگين ندارد.
در زمان سنوزوييك با توجه به عملكرد فاز كوهزايى لاراميد بيشتر منطقه از رسوبات تخريبى پو شيده شده و بدنبال فازهاى كششى، فعاليتهاى آتشفشانى شديدى رخ داده است بطورى كه .پس از اين فورانها برآمدگيها و ارتفاعات تحت فرسايش شديدى قرار گرفته كه نتيجه آن پيدايش رسوبات قاره اى و پيشرونده است.بط
ورى كه زمان پالئوسن با كنگلومرا-ماسه سنگ و رسوبات مردابى پوشيده ميشود حال آنكه در ائوسن و اليگوسن رخساره آهكى و مارنهاى نوموليت دار در منطقه وجود داشته ولى فعاليت شديد آتشفشانى در اين دوره پديده هاى رسوبى را تحت الشعاع قرار داده است.سنگهاى نئوژن بيشتر از نوع رخساره هاى خشكى بوده است كه عبارتند از ماسه سنگ -مارن و كنگلومرا كه مربوط به حوضه رسوبئ كم عمق است
چينه شناسى منطقه
مطالعات چينه شناسى صورت گرفته روى نقشه 250000/ 1 ايرانشهرحاكى از آن است كه در ناحيه مورد نظر قديمى ترين واحد سنگى برونزد شده مربوط به كامبرين و جوانترين آن مربوط به كواترنرى است كه به ترتيب در برگيرنده رسوبات آركوزيك و آبرفتى است. چينه شناسى منطقه بسيار قابل توجه است .
اين منطقه با وجود قرار گيرى در زون جنوب شرقى ايران از لحاظ چينه شناسى شباهت فوقالعاده زيادى به ايران مركزى دارد.
واحدهاى سنگى شناخته شده در منطقه به تفكيك زمانى از قديم به جديد عبارتند از:
واحد هاى سنگى كامبرين C1
اين واحد سنگى بطور بسيار محدود در بخش شمالى ورقه توپوگرافى سرگاه قرارداشته و در برگيرنده رسوبات آركوزيكى تا ساب آركوزيكى سازند لالون است
واحدهاى سنگى كربونيفر Cs
اين واحد سنگى بطور محدود درغرب و بخش ميانى شمال ورقه رخنمون داشته و در بر گيرنده بخشى از ورقه هاى توپوگرافى بزمان و شرق بزمان ميباشد و ليتولوژى آن شامل سنگهاى دگرگونه با درجه دگرگونى متوسط(هورنفلس هورنبلند دار) تا بالا (هورنفلس پيروكسن دار -هورنبلند دار ) ميباشد.
واحد هاى سنگى پرمين Pj
اين واحد سنگى با دو ليتولوژى متفاوت در منطقه ديده مى شود:
الف)واحد سنگى رسوبى كه داراى پراكنش محدودى بوده و در غرب و جنوب غرب ورقه 50000/1 بزمان و بطور بسيار بسيار معدودى در شمال غرب ورقه توپوگرافى شرق سرگاه رخنمون دارد و ليتولوژى آن شامل آهكهاى متوسط تا ضخيم لايه و دولوميتهاى سازند جمال بوده و گسله است.
ب)واحد سنگى دگرگونه كه در بخش ميانى شمال ورقه ، غرب ورقه ، شمال غربى ورقه شرق سرگاه و جنوب غربى ورقه توپوگرافى بزمان ديده ميشودو ليتولوژى آن شامل سنگهاى دگرگونى درجه بالا (رخساره هورنفلس پيروكسن دار -هورنبلند دار ) و سنگهاى دگرگونى درجه متوسط (هورنفلس پيروكسن دار ) ميباشد.
واحدهاى سنگى كرتاسه بالايى gd
اين واحد سنگى در غرب و بخش ميانى شمال ورقه بزمان ديده ميشودو داراى پراكنش نسبتأ وسيعى است و داراى ليتولوژى هورنبلند ،كوارتز ديوريت تا گرانوديوريت بوده و در محدوده جغرافيايى ُ00:َ36 :ً27 تا ُ00:َ55 :ً27 عرض شمالى و ُ00:َ00:ً60 تا ُ00:َ17 :ً60 طول خاورى قرار دارد.
gr1 اين واحد سنگى با پراكنش محدود تنها در غرب ورقه مورد مطالعه و در محدوده 00:َ42:ً27 تا 00:َ49:ً27 عرض شمالى و 00:َ00:ً28 تا 00:َ04:ً28 طول خاورى و در كنتاكت با واحد سنگى gd و كواترنرى ديده ميشود.و ليتولوژى آن شامل گرانيت آلكالى پورفيريتيك بهمراه فنوكريستهاى ارتوكلاز است.
واحدهاى سنگى ائوسن E1k
اين واحد با پراكنش طولى و كشيده تقريبأ در بخش ميانى شرق ورقه و در كنتاكت با رسوبات زمان كواترنرى و اليگوسن ديده ميشود .
كنتاكت اين واحد با رسوبات زمان كواترنرى گسله است. و ليتولوژى ان شامل شيل ،ماسه سنگ و سيلتستون است.
E3kاين واحد سنگى با پراكنش بسيار محدود و كشيده تنها در نيمه شمالى ورقه؟ سرگاه و نزديك به بخش ميانى در كنتاكت با رسوبات زمان اليگوسن و E1k ديده شده و ليتولوژى آن شامل ماسه سنگ ،شيل و سيلتستون است.
واحدهاى سنگى ائوسن-اليگوسن EOv
اين واحد سنگى بطور بسيار محدودى تنها در شمال غرب ورقه توپوگرافى شرق بزمان و در كنتاكت با رسوبات زمان كواترنرى و واحد سنگى Eot ديده شده و ليتولوژى آن شامل سنگهاى ولكانيكى قليايى است.
Eotا اين واحد سنگى با پراكنش طولى و كشيده ومحدود تنها در نيمه شمالى ورقه توپوگرافى شرق بزمان و در كنتاكت با رسوبات زمان كواترنرى -اليگوسن-و واحد سنگى Eov ديده ميشود و ليتولوژى آن شامل ايگنمبريت و توف است.
و كنتاكت اين واحد با واحدهاى سنگى اليگوسن گسله است.
واحدهاى سنگى اليگوسن Osc
اين واحد با پراكنش طولى و كشيده در جهت شمالى-جنوبى و شمال غربى-جنوب شرقى شرق ورقه مورد مطالعه رخنمون داشته و در كنتاكت گسله با رسوبات زمان ميوسن و ائوسن-اليگوسن-ميوسن ديده ميشود.
در اين واحد اثر لايه بندى بوضوح ديده ميشود و داراى ساختار تكتونيكى نظير تاقديسهاى برگشته است و ليتولوژى آن شامل :ماسه سنگ ،ميان لايه هاى شيلى و كنگلومراست.
واحدهاى سنگى اليگوسن-ميوسن Omc
اين واحد سنگى از لايه هاى تشكيل دهنده ساختمان تاقديسى نرمال و برگشته بوده و بطور پراكنده در نيمه شرقى ورقه و در كنتاكت با رسوبات زمان اليگوسن ،ميوسن و كواترنرى ديده ميشود.
كنتاكت بخش از اين واحد سنگى با رسوبات كواترنرى و ميوسن(گسله بوده ,و ( mcsليتولوژى آن شامل كنگلومراى قلوه اى و توده اى است.
Omshs اين واحد سنگي. بطور بسيار محدود در شمال شرق و جنوب شرق ورقه و در كنتاكت با واحدهاى سنگى ميوسن،اليگوسن،اليگو-ميوسن ديده ميشود.و ليتولوژى ان شامل شيلهاى زرد-سبز و ماسه سنگ است
واحدهاى سنگى ميوسن Mcs
اين واحد سنگى از لايه هاى تشكيل دهنده ساختمانهاى تاقديسى و ناوديسى نرمال بوده و بطور پراكنده تنها در نيمه شرقى ورقه و در كنتاكت با رسوبات زمان كواترنرى ،ميوسن ،پليوسن ،اليگو-ميوسن ديده ميشود.
اين واحد سنگى تنها در جنوب شرقى ورقه در كنتاكت گسله با واحدهاى سنگى omc , msc بوده و ليتولوژى ان شامل كنگلومراى قرمز ،ماسه سنگ ،سيلتستون ،مادستون ميباشد.
Msc اين واحد سنگى از لايه هاى تشكيل دهنده ساختمانهاى تاقديسى و ناوديسى نرمال و تاقديسهاى برگشته بوده و با پراكنش وسيع در نيمه شرقى ورقه قرار دارد اثر لايه بندى در اين واحد سنگى بوضوح ديده شده و تنها در جنوب شرقى ورقه گسل خورده است.
شيب عمومى طبقات در اين واحد سنگى ملايم بوده و در بعضى نواحى با كنتاكت گسله در مجاور واحدهاى سنگى كواترنرى ،اليگوسن و ميوسن قرار مى گيرد و ليتولوژى ان شامل ماسه سنگ قرمز تيره بهمراه كمى كنگلومرا و سيلتستون است.
Mm اين واحد سنگى با گسترش پراكنده و محدود تنها در غرب ورقه بزمان ديده ميشود.بيشترين رخنمون اين واحد سنگى در ورقه شرق سرگاه و در كنتاكت با رسوبات آبرفتى كواترنرى و كرتاسه بالايى و بصورت بسيار محدود در ورقه بزمان و در كنتاكت با رسوبات كرتاسه بالايى -كواترنرى-پليوسن-؟///ديده ميشود.ليتولوژى اين واحد مشتمل بر مارن قرمز ،ماسه سنگ و كنگلومرا است.
Ms اين واحد سنگى از لايه هاى تشكيل دهنده ساختمانهاى تاقديسى و ناوديسى نرمال و تاقديس برگشته بوده و با پراكنش نسبتا گسترده اى تنها در نيمه شرقى ورقه و در كنتاكت با رسوبات زمان ميوسن ،اليگوسن ،اليگو-ميوسن و كواترنرى ديده ميشود.
اين واحد سنگى در بعضى نواحى بصورت گسل خورده و يا با كنتاكت گسله در مجاورت با رسوبات زمان اليگوسن ،ميوسن قرار مى گيرد ، ليتولوژى اين واحد سنگى شامل ماسه سنگ ،سيلتستون بهمراه كمى كنگلومر ميباشد.
واحد هاى سنگى نئوژن Ngcs
اين واحد سنگى بطور پراكنده تنها در شمال غرب و بخش ميانى شمال ورقه ديده شده و ليتولوژى آن شامل كنگلومرا ،ماسه سنگ ،سيلتستون بهمراه كمى گدازه آندزيتى و توف ميباشد كه در بعضى رخنمونها گسله بوده و در كنتاكت با رسوبات كرتاسه بالايى و دوران اول (پرمين-كربونيفر) و دوران سوم (كواترنرى -پليوسن ) است. اين واحد سنگى تنها در ورقه سرگاه ديده ميشود.
واحد سنگى پليوسن Pic
اين واحد سنگى بطور بسيار محدودى در جنوب شرقى ورقه و در كنتاكت با رسوبات زمان كواترنرى و ميوسن ديده مى شود.
اثر لايه بندى در آن بوضوح ديده شده و ليتولوژى آن شامل كنگلومرا و ماسه سنگ است.
Pian اين واحد با پراكنش نسبتأ وسيع با دو ليتولوژى مختلف ديده ميشود:
الف)واحد آذرينى كه شامل گدازه آندزيتى تا آندزيت بازالتى بهمراه كمى بازالت كه داراى پراكنش وسيعى بوده و تنها در نيمه شمالى ورقه رخنمون دارد.
ب)واحد رسوبى كه بطور بسيار محدودى تنها در غرب ورقه بزمان و شمال غرب ورقه ؟ رخنمون دارند.
و در محدوده 00:َ36 :ً27 تا 00:َ44:ً27 عرض شمالى و 00:00:ً60 تا 00:َ05:ً60 طول شرقى قرار دارد.
واحدهاى سنگى كواترنرى Q
اين واحدهاى سنگى با پراكنش گسترده بصورت Qt2 , Qt1 , Qc ,Qal ,Qi ,Qtr نمايش داده شده و ليتولوژى آنها شامل رسوبات آبرفتى قديمى وجوان همرا با بادبزنهاى كوهپايه اى پست و بلند ،رسوبات سيلابى و درياچه اى(گل آهكى )-تراورتن و فانگلومراى دانه درشت بهمراه جريانات آندزيتى مى باشد.
ويژگيهاى توپوگرافى
مرتفع ترين بخش منطقه به ارتفاع 1993 متردر شمال خاورى و پست ترين بخش آن به ارتفاع 592 متر در جنوب باخترى قرار دارد كه به ترتيب در بر گيرنده رسوبات آوارى ميوسن و رسوبات آبرفتى كواترنرى است.
سيستم آبراهه هاى اصلى در منطقه از روند عمومى شمالى-جنوبى پيروى كرده و داراى انشعابات فرعى متعددى مى باشند.كه بيشترين تراكم آنها در بخش جنوب باخترى منطقه بوده و نقش مهمى را در زهكشى منطقه دارند.
از رودخانه هاى معروف در منطقه ميتوان اسپيدز را نام برد كه با روند تقريبأ شمالى-جنوبى در گوشه جنوب باخترى منطقه جريان دارد.
بر اساس مطالعات صورت گرفته نيز بزمان در قلمرو حوضه آبريز دشت لوت واقع است.
طبقات رسوبى عموماً داراى شيب ملايمى بوده و مقدار آنها بين 23 تا 51 درجه متغيير است.
تنها گسله اصلى در منطقه گسله تراستى و واژگون با روند شمال -جنوبى است كه در انتها به سمت جنوب خاورى متمايل مى شود اين گسله در نيمه خاورى ورقه وجود داشته و رسوبات زمان كواترنرى را در مقابل رسوبات زمان ترشيرى (ائوسن-اليگوسن-ميوسن) قرار ميدهد همچنين اين گسله باعث جابجاشدگى در رسوبات زمان ميوسن ميگردد.
گسله هاى فرعى منطقه نيز بيشتر در بخش شمالى متمركز هستند چينها نيز از روند عمومى شمال باخترى-جنوب خاورى تبعيت نموده و بصورت تاقديسهاى برگشته و نرمال-ناوديسهاى نرمال و دبل پلانج در بخش خاورى ورقه ديده ميشوند.
وجود چشمه هاى آبگرم و معدنى در گوشه شمال خاورى ورقه با درجه حرارت حدود 36 درجه و پادگانهاى آبرفتى - تراسهاى دره اى و تپه هاى ماسه اى در رسوبات كواترنرى از چهره هاى بارز منطقه محسوب مى شوند.
ليتولوژى منطقه
بر اساس مطالعات چينه شناسى صورت گرفته روى نقشه 250000/ 1 ايرانشهر و راهنماى اين نقشه ليتولوژى منطقه به اين صورت است:
لرزه زمين ساخت منطقه
از ديدگاه لرزه زمين ساختى منطقه مورد مطالعه در حوزه سايزموتكتونيك قسمت مركزى بخش شرقى ايران كه نمايانگر محيط بين صفحه اى است قرار مى گيرد.(بين بلوك لوت و مكران)
فعاليتهاى لرزه اى در منطقه روى گسله اصلى تراستى و گسله هاى فرعى بخش شمال ورقه متمركز است.
اين لرزه ها تمامأ كوچك و متوسط اندازه بوده و در مفهوم زمينه احتمال وقوع زمين لرزه ممكن است بطور تصادفى اتفاق بيافتند.
و ارزش آنها معمولأ بر حسب سطح درجه فعاليت ناحيه تعيين ميگردد. اگر چه بر اساس نقشه منابع داراى پتانسيل لرزه اى منطقه مورد مطالعه در محدوده ماكزيمم ماگنيتود 6-5/6 ريشترى قرار ميگيرد ولى بزرگى 5/5 ريشترى بعنوان زمينه احتمال وقوع زلزله براى كل حوزه سايزموتكتونيكى كه منطقه مورد مطالعه را در بر گرفته در نظر گرفته شده است.
بر اساس نقشه هاى پهنه بندى خطر نسبى زمين لرزه در مناطق جنوب خاورى ايران نيز ،محدوده مورد مطالعه پيرامون پهنه با خطر نسبى نسبتاً پايين قرار مى گيرد كه احتمال وقوع زمين لرزه هاى ويرانگردر آن بسيار بعيد است و از نظر خطر زمينلرزه براى احداث شهرهاى جديد و گسترش مناطق مسكونى مناسب است.
قابل توجه اينكه بخشهاى شمالى ورقه بعلت مجاورت با كوه آتشفشانى بزمان و تراكم گسله ها بيشتر دستخوش فعاليتهاى تكتونيكى است.
ساختمانهاى تكتونيكى منطقه
بر اساس مطالعات صورت گرفته روى نقشه 250000/ 1 ايران شهر وضعيت زمين شناسى ساختمانى منطقه را ميتوان بدين شرح عنوان كرد كه :
بارزترين ساختمانهاى تكتونيكى در منطقه عبارتند از چينها و شكستگيها چينها عمومأ از روند عمومى شمال غربى-جنوب شرق تبعيت كرده و تمامأ در بخش خاورى ورقه و در محدوده ً00:َ30 :ُ27 تا ً00:َ00:ُ28 عرض شمالى و ً00:َ21:ُ60 تا ً00:َ30: ُ60 طول خاورى قرار دارند.
اين چينها شامل تاقديسها و ناوديسهاى نرمال ،تاقديسهاى برگشته و ناوديسهاى دبل پلانج ميباشند كه رسوبات مربوط به زمان ترشيرى را در بر گرفته اند تاقديس هاى برگشته: اين چينها در جنوب شرق ورقه مورد نظر بوده و طبقات رسوبى زمان اليگوسن ،اليگوسن-ميوسن و ميوسن را دربر ميگيرد.
كه اين واحدهاى زمانى در مجموع شامل رسوبات ماسه سنگى و كنگلومرا و سيلتستون ميباشند.
ناوديسهاى دبل پلانج: اين چينها در شرق و شمال شرق ورقه مورد نظر قرار داشته و در بر گيرنده رسوبات سيلتى ،ماسه سنگى ،سيلتستون و كنگلومراهاى زمان ميوسن است.
وجود ناوديسهاى نرمال در طبقات رسوبى(ماسه سنگ ،كنگلومرا،سيلتستون) پليوسن ،كواترنرى ،ميوسن و تاقديسهاى نرمال در رسوبات شيلى ،ماسه سنگى و كنگلومرايى اليگوسن-ميوسن،ميوسن در شرق ورقه مورد نظر نيز قابل توجه است.
شكستگيها در منطقه مورد مطالعه شامل سيستم گسله ها ى طولى و مزدوج است.
كه در اين بين تعداد گسله هاى طولى بيشتر بوده و از اهميت ويژه اى نيز برخوردارند.
تنها گسله تراستى/واژگون (طولى) در منطقه در بخش ميانى شرق ورقه مورد نظر قرار داشته و رسوبات زمان كواترنرى را در مقابل رسوبات زمان ترشيرى(ائوسن-اليگوسن-ميوسن) قرار مى دهد.اين گسله داراى روند شمالى-جنوبى بوده و در انتها بسمت جنوب شرق متمايل ميشود.ساير گسله هاى طولى اصلى و فرعى نيز نقش مهمى را در جابجايى طبقات و بهم ريختگى طبقات زمين دارند.
گسله هاى موجود در منطقه از روند عمومى شمالى-جنوبى،شمال غرب-جنوب شرق ،شمال شرق-جنوب غرب پيروى مى كنند.
اين گسله ها كه داراى سن و طبيعت متفاوتى هستند همگى متاثر از عملكرد فعاليتهاى تكتونيكى ميباشند.
مجاورت با كوه آتشفشانى بزمان ،ناپايدارى پوسته زمين ، نا آرام بودن خود حوضه رسوبى و عملكرد فازهاى تكتونيكى مختلف در طول زمان از پالئوزوييك تا حال از عوامل موثر در ايجاد ساختارهاى تكتونيكى در منطقه مى باشند كه در اين بين مقاومت و جنس پوسته نقش مهمى دارند.
بطورى كه بر اين اساس ميتوان گفت :
ناپايدارى پوسته زمين در بخشهاى شمالى ،شرق و جنوب شرق منطقه عامل مهمى در تشديد و ايجاد سيستم گسله ها و چين خوردگيها ست حال آنكه عدم وجود اين ساختارهاى تكتونيكى در جنوب باخترى ورقه ميتواند معلول مقاومت و پايدارى پوسته آن باشد.
پتانسيل معدنى منطقه بر اساس مطالعات اكتشافى صورت گرفته، محدوده مورد مطالعه از نظر تامين معادن فلزى و غير فلزى و مصالح ساختمانى قابل توجه بوده و داراى پتاسيل معدنى بالايى از نظر توليد مس-منيزيت-تراورتن-كربنات كلسيم-مرمريت - فلدسپات و سنگهاى ساختمانى ميباشد.
از جمله كارهاى اكتشافى صورت گرفته در منطقه ميتوان به اين موارد اشاره نمود: .(جدول پيوست مى باشد.)
توليد منيزيت توسط شركت معدنجو در مسير ايرانشهر-بزمان -سمسور نيز از جمله كارهاى اكتشافى صورت گرفته در منطقه ميباشد.
رحيم زاده،داوود.گزارشى از ناحيه آتشفشانى بزمان،سازمان زمين شناسى كشور،1355
(جدول پيوست)
| مختصات جغرافيايى |
شكل ماده معدنى |
سن سنگ ميزبان |
جنس سنگ ميزبان |
نوع كانه |
نام كانسار |
| 30:َ57:ُ27-ً35:َ9:ُ60 |
توده اى |
ائوسن |
ولكانيك آلتره شده |
آلونيت |
مس رودخانه مكى |
| ً25:َ44:ُ27-ً53:َ2:ُ60 |
توده اى |
نئوژن |
تراورتن |
تراورتن |
تراورتن مادر مكسان |
| ً53:َ44:ُ27-ً38:َ8:ُ60 |
لايه اى |
ائوسن |
آندزيت و توفهاى آهكى |
كربنات كلسيم |
مرمريت چاه زرد-بزمان |
| ً30:َ45:ُ27-؟ً40:َ42:ُ59 |
رگه اى |
كرتاسه بالايى |
فليشهاى رسوبى |
مالاكيت و كربنات مس |
مس ايش پاش |
| ً30:َ52:ُ27-ً20:َ13:ُ60 |
رگه اى |
كرتاسه بالايى |
فليشهاى رسوبى و سنگهاى آتشفشانى |
مالاكيت و آزوريت |
مس ماه گرولى |
| 30:َ57:ُ27-ً35:َ9:ُ60 |
توده اى |
ائوسن |
آرژيليتهاى هيدروترمال |
مالاكيت و آزوريت و كانه هاى آهن و كالكوزين |
مس و سرب گربودر |
| ً14:َ34:ُ27-ً43:َ10:ُ60 |
|
پالئوسن-ائوسن |
فليش و كالردملانژ |
پيرولوزيت |
منگنز چاه جنگونا |

برگرفته از سازمان زمین شناسی ایران |
|
|
پنجشنبه بیستم مرداد 1384 |
|
| |
| |
تفتان |
|
|
و یه عکس دیگه از دهانه آتشفشان تفتان

|
|
|
پنجشنبه بیستم مرداد 1384 |
|
| |
| |
عكس2 |
|
|
سلام
من عاشق عکس ماهواره ایم شما چطور ...
دهانه قله آ تشفشانی بزمان ( ایرانشهر)

|
|
|
چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384 |
|
| |
| |
عكس |
|
 |
|
|
چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384 |
|
| |